opalesced light
نور آبنمدهای
opalesced surface
سطح آبنمدهای
opalesced color
رنگ آبنمدهای
opalesced glow
تابش آبنمدهای
opalesced effect
اثر آبنمدهای
opalesced beauty
زیبایی آبنمدهای
opalesced hue
طیف رنگ آبنمدهای
opalesced sheen
درخشش آبنمدهای
opalesced texture
بافت آبنمدهای
opalesced finish
پوشش آبنمدهای
the sky opalesced at sunset, creating a beautiful view.
آسمان در هنگام غروب آفتاب، رنگی ناهنجاری پیدا کرد و منظرهای زیبا ایجاد کرد.
her eyes opalesced with emotion during the heartfelt speech.
چشمانش در طول سخنرانی صمیمانه، با احساساتی رنگین کمانی پیدا کردند.
the opalesced surface of the water reflected the moonlight.
سطح رنگین کمانی آب، نور ماه را منعکس میکرد.
the artist used colors that opalesced under different lights.
هنرمند از رنگهایی استفاده کرد که در نورهای مختلف، رنگین کمانی پیدا میکردند.
as the gem turned, it opalesced with a spectrum of colors.
همانطور که سنگ قیمتی میچرخید، با طیفی از رنگها، رنگین کمانی پیدا میکرد.
the opalesced clouds hinted at an approaching storm.
ابرهای رنگین کمانی، نشانهای از یک طوفان قریبالوقوع بودند.
her thoughts opalesced into clarity after meditation.
بعد از مدیتیشن، افکارش به وضوحی رنگین کمانی تبدیل شدند.
the opalesced light created a magical atmosphere in the room.
نور رنگین کمانی، فضایی جادویی در اتاق ایجاد کرد.
with each passing moment, the landscape opalesced in the dawn light.
با گذشت هر لحظه، مناظر در نور سحر، رنگین کمانی پیدا میکردند.
the opalesced fabric shimmered under the stage lights.
پارچه رنگین کمانی زیر نورهای صحنه میدرخشید.
opalesced light
نور آبنمدهای
opalesced surface
سطح آبنمدهای
opalesced color
رنگ آبنمدهای
opalesced glow
تابش آبنمدهای
opalesced effect
اثر آبنمدهای
opalesced beauty
زیبایی آبنمدهای
opalesced hue
طیف رنگ آبنمدهای
opalesced sheen
درخشش آبنمدهای
opalesced texture
بافت آبنمدهای
opalesced finish
پوشش آبنمدهای
the sky opalesced at sunset, creating a beautiful view.
آسمان در هنگام غروب آفتاب، رنگی ناهنجاری پیدا کرد و منظرهای زیبا ایجاد کرد.
her eyes opalesced with emotion during the heartfelt speech.
چشمانش در طول سخنرانی صمیمانه، با احساساتی رنگین کمانی پیدا کردند.
the opalesced surface of the water reflected the moonlight.
سطح رنگین کمانی آب، نور ماه را منعکس میکرد.
the artist used colors that opalesced under different lights.
هنرمند از رنگهایی استفاده کرد که در نورهای مختلف، رنگین کمانی پیدا میکردند.
as the gem turned, it opalesced with a spectrum of colors.
همانطور که سنگ قیمتی میچرخید، با طیفی از رنگها، رنگین کمانی پیدا میکرد.
the opalesced clouds hinted at an approaching storm.
ابرهای رنگین کمانی، نشانهای از یک طوفان قریبالوقوع بودند.
her thoughts opalesced into clarity after meditation.
بعد از مدیتیشن، افکارش به وضوحی رنگین کمانی تبدیل شدند.
the opalesced light created a magical atmosphere in the room.
نور رنگین کمانی، فضایی جادویی در اتاق ایجاد کرد.
with each passing moment, the landscape opalesced in the dawn light.
با گذشت هر لحظه، مناظر در نور سحر، رنگین کمانی پیدا میکردند.
the opalesced fabric shimmered under the stage lights.
پارچه رنگین کمانی زیر نورهای صحنه میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید