opine

[ایالات متحده]/əʊˈpaɪn/
[بریتانیا]/oʊˈpaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فکر کردن؛ باور کردن
vi. ابراز نظر کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریopining
شکل سوم شخص مفردopines
جمعopines
قسمت سوم فعلopined
زمان گذشتهopined

جملات نمونه

She opined that it would snow tomorrow.

او نظر داشت که فردا برف خواهد بارید.

at last, we opine that his thoughts carry the characteristic of the third generation of modern Confucianism: 1) to canonize Confucianism, but never to absolutize it;

در نهایت، ما معتقدیم که افکار او دارای ویژگی نسل سوم کنفوسیوسیسم مدرن است: 1) تقدیس کنفوسیوسیسم، اما هرگز مطلق‌گرایی آن.

Many people opine that the new policy is unfair.

بسیاری از مردم معتقدند که سیاست جدید منصفانه نیست.

Experts opine that the economy will recover next year.

متخصصان معتقدند که اقتصاد در سال آینده بهبود خواهد یافت.

I opine that we should invest in renewable energy.

من معتقدم که باید در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کنیم.

Some critics opine that the movie lacks originality.

برخی از منتقدان معتقدند که فیلم فاقد اصالت است.

She opines that education is the key to success.

او معتقد است که آموزش کلید موفقیت است.

The professor opined on the importance of research in academia.

پروفسور در مورد اهمیت تحقیقات در دانشگاه‌ها نظر داشت.

Politicians often opine on matters of national security.

سیاستمداران اغلب در مورد مسائل امنیت ملی نظر می‌دهند.

The author opined in his latest book about the future of technology.

نویسنده در جدیدترین کتاب خود در مورد آینده فناوری نظر داد.

Some shareholders opine that the company should focus on innovation.

برخی از سهامداران معتقدند که شرکت باید بر نوآوری تمرکز کند.

Students are encouraged to opine freely in class discussions.

از دانش‌آموزان تشویق می‌شود که آزادانه در بحث‌های کلاسی نظر بدهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید