opined

[ایالات متحده]/əˈpaɪnd/
[بریتانیا]/əˈpaɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیان کرد یک نظر

عبارات و ترکیب‌ها

he opined

او نظر داد

she opined

او نظر داد

they opined

آنها نظر دادند

publicly opined

به طور علنی نظر داد

frequently opined

به طور مکرر نظر داد

strongly opined

به شدت نظر داد

he opined strongly

او به شدت نظر داد

she opined publicly

او به طور علنی نظر داد

they opined differently

آنها به طور متفاوتی نظر دادند

opined on record

به طور رسمی نظر داد

جملات نمونه

the expert opined that the new policy would improve efficiency.

نظر کارشناس این بود که سیاست جدید باعث بهبود کارایی خواهد شد.

she opined that the book was a masterpiece of modern literature.

او معتقد بود که آن کتاب یک شاهکار ادبیات مدرن است.

during the meeting, he opined on the importance of teamwork.

در طول جلسه، او در مورد اهمیت کار گروهی نظر داد.

the critic opined that the film lacked depth and originality.

منتقد معتقد بود که فیلم فاقد عمق و اصالت است.

she opined that climate change should be our top priority.

او معتقد بود که تغییرات آب و هوایی باید اولویت اصلی ما باشد.

he opined that more research is needed in this field.

او معتقد بود که در این زمینه به تحقیقات بیشتری نیاز است.

the teacher opined that students should engage more in discussions.

معلم معتقد بود که دانش آموزان باید بیشتر در بحث ها شرکت کنند.

she opined that technology can greatly enhance learning.

او معتقد بود که فناوری می تواند به طور قابل توجهی یادگیری را افزایش دهد.

during the debate, he opined that education is a fundamental right.

در طول بحث، او معتقد بود که آموزش یک حق اساسی است.

the scientist opined that the experiment's results were inconclusive.

دانشمند معتقد بود که نتایج آزمایش غیرقطعی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید