opinon

[ایالات متحده]/əˈpɪnjən/
[بریتانیا]/əˈpɪnjən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هدف؛ پیش‌نیت
شکل‌های واژه
جمعopinons

جملات نمونه

everyone is entitled to their own opinion.

همه به نظر خودشان احترام گذاشته می‌شود.

in my opinion, this is the best solution.

به نظر من، این بهترین راه‌حل است.

public opinion shifted after the debate.

نظر عمومی پس از بحث تغییر کرد.

i value your opinion on this matter.

من نظر شما در این مورد را ارزش‌مند می‌دانم.

he expressed a strong opinion about the policy.

او نظری قوی در مورد سیاست بیان کرد.

the lawyer offered a legal opinion on the contract.

دادگستر نظر قانونی در مورد قرارداد ارائه داد.

she has a very low opinion of him.

او از او نظر بسیار پایینی دارد.

market opinion suggests that prices will rise.

نظر بازار نشان می‌دهد قیمت‌ها افزایش خواهند یافت.

we need a second opinion from another doctor.

ما نیاز به نظر دوم از یک پزشک دیگر داریم.

they differ widely in opinion regarding the budget.

در مورد بودجه نظرات آن‌ها به طور گسترده با هم متفاوت است.

his opinion counts a lot in this team.

نظر او در این تیم بسیار حساب می‌شود.

i am of the opinion that we should wait.

من نظر دارم که باید صبر کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید