oppugned argument
استدلال مورد اعتراض
oppugned decision
تصمیم مورد اعتراض
oppugned claim
ادعای مورد اعتراض
oppugned evidence
گواهی مورد اعتراض
oppugned theory
تئوری مورد اعتراض
oppugned statement
اظهارات مورد اعتراض
oppugned position
موقعیت مورد اعتراض
oppugned policy
سیاست مورد اعتراض
oppugned assumption
تصور مورد اعتراض
oppugned validity
اعتبار مورد اعتراض
the validity of the law was oppugned in court.
اعتبار قانون در دادگاه مورد اعتراض قرار گرفت.
his decision was oppugned by several experts.
تصمیم او توسط چندین متخصص مورد اعتراض قرار گرفت.
the theory was oppugned by new evidence.
نظریه توسط شواهد جدید مورد اعتراض قرار گرفت.
many claims were oppugned during the debate.
ادعاهای زیادی در طول بحث مورد اعتراض قرار گرفتند.
she oppugned the accusations against her.
او اتهامات وارد شده به او را مورد اعتراض قرار داد.
his authority was oppugned by the committee.
قدرت او توسط کمیته مورد اعتراض قرار گرفت.
the policy was oppugned for its lack of transparency.
سیاست به دلیل فقدان شفافیت مورد اعتراض قرار گرفت.
oppugned arguments often lead to further discussion.
استدلالهای مورد اعتراض اغلب منجر به بحث بیشتر میشوند.
the findings were oppugned by the scientific community.
یافتهها توسط جامعه علمی مورد اعتراض قرار گرفتند.
he oppugned the notion that money buys happiness.
او این ایده را که پول خوشبختی میخرد، مورد اعتراض قرار داد.
oppugned argument
استدلال مورد اعتراض
oppugned decision
تصمیم مورد اعتراض
oppugned claim
ادعای مورد اعتراض
oppugned evidence
گواهی مورد اعتراض
oppugned theory
تئوری مورد اعتراض
oppugned statement
اظهارات مورد اعتراض
oppugned position
موقعیت مورد اعتراض
oppugned policy
سیاست مورد اعتراض
oppugned assumption
تصور مورد اعتراض
oppugned validity
اعتبار مورد اعتراض
the validity of the law was oppugned in court.
اعتبار قانون در دادگاه مورد اعتراض قرار گرفت.
his decision was oppugned by several experts.
تصمیم او توسط چندین متخصص مورد اعتراض قرار گرفت.
the theory was oppugned by new evidence.
نظریه توسط شواهد جدید مورد اعتراض قرار گرفت.
many claims were oppugned during the debate.
ادعاهای زیادی در طول بحث مورد اعتراض قرار گرفتند.
she oppugned the accusations against her.
او اتهامات وارد شده به او را مورد اعتراض قرار داد.
his authority was oppugned by the committee.
قدرت او توسط کمیته مورد اعتراض قرار گرفت.
the policy was oppugned for its lack of transparency.
سیاست به دلیل فقدان شفافیت مورد اعتراض قرار گرفت.
oppugned arguments often lead to further discussion.
استدلالهای مورد اعتراض اغلب منجر به بحث بیشتر میشوند.
the findings were oppugned by the scientific community.
یافتهها توسط جامعه علمی مورد اعتراض قرار گرفتند.
he oppugned the notion that money buys happiness.
او این ایده را که پول خوشبختی میخرد، مورد اعتراض قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید