orbits

[ایالات متحده]/ˈɔːbɪts/
[بریتانیا]/ˈɔrbɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع مدار; منطقه نفوذ
v. سوم شخص مفرد مدار; حرکت کردن در یک مدار

عبارات و ترکیب‌ها

satellite orbits

مدار ماهواره

planetary orbits

مدار سیاره‌ای

circular orbits

مدار دایره‌ای

elliptical orbits

مدار بیضوی

stable orbits

مدار پایدار

geostationary orbits

مدار ژئوسنکرون

low orbits

مدار پایین

high orbits

مدار بالا

polar orbits

مدار قطبی

debris orbits

مدار زباله‌های فضایی

جملات نمونه

the satellites orbit the earth.

ماهواره‌ها به دور زمین می‌چرخند.

planets orbit the sun in elliptical paths.

سیارات در مسیرهای بیضی شکل به دور خورشید می‌چرخند.

the moon orbits the earth approximately every 27 days.

ماه تقریباً هر 27 روز به دور زمین می‌چرخد.

some comets have very long orbits.

برخی از دنباله‌دارها مدارهای بسیار طولانی دارند.

the space station orbits at a high altitude.

ایستگاه فضایی در ارتفاع بالایی مداری دارد.

asteroids can also have irregular orbits.

آب‌ستاره‌ها نیز می‌توانند مدار نامنظمی داشته باشند.

gravity affects the way objects orbit.

جاذبه روی نحوه چرخش اجسام تأثیر می‌گذارد.

scientists study the orbits of distant galaxies.

دانشمندان مدارهای کهکشان‌های دوردست را مطالعه می‌کنند.

the planet's orbit is influenced by its moons.

مدار سیاره تحت تأثیر ماه های آن قرار دارد.

understanding orbits is essential for space missions.

درک مدارهای گردش برای مأموریت‌های فضایی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید