orderlinesses

[ایالات متحده]/ˈɔːdəlinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɔrdərlinəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مرتب و منظم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

maintain orderlinesses

حفظ نظم و ترتیب

promote orderlinesses

ترویج نظم و ترتیب

ensure orderlinesses

تضمین نظم و ترتیب

value orderlinesses

ارزش قائل شدن برای نظم و ترتیب

appreciate orderlinesses

قدردانی از نظم و ترتیب

create orderlinesses

ایجاد نظم و ترتیب

observe orderlinesses

مشاهده نظم و ترتیب

support orderlinesses

حمایت از نظم و ترتیب

encourage orderlinesses

تشویق به نظم و ترتیب

enhance orderlinesses

بهبود نظم و ترتیب

جملات نمونه

orderlinesses are essential for a productive work environment.

مرتب بودن برای یک محیط کار سازنده ضروری است.

maintaining orderlinesses in daily routines can reduce stress.

حفظ مرتب بودن در روال های روزمره می تواند استرس را کاهش دهد.

the orderlinesses of the classroom help students focus better.

مرتب بودن کلاس به دانش آموزان کمک می کند بهتر تمرکز کنند.

orderlinesses in data management improve efficiency.

مرتب بودن در مدیریت داده ها باعث بهبود کارایی می شود.

creating orderlinesses in your workspace can enhance creativity.

ایجاد مرتب بودن در فضای کاری شما می تواند باعث افزایش خلاقیت شود.

orderlinesses in planning lead to successful projects.

مرتب بودن در برنامه ریزی منجر به پروژه های موفق می شود.

she values the orderlinesses of her home life.

او ارزش مرتب بودن در زندگی خانگی خود را می داند.

orderlinesses in communication foster better relationships.

مرتب بودن در ارتباطات باعث ایجاد روابط بهتر می شود.

he believes that orderlinesses are key to achieving goals.

او معتقد است که مرتب بودن کلید دستیابی به اهداف است.

implementing orderlinesses can streamline processes.

اجرای مرتب بودن می تواند فرآیندها را ساده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید