organises events
برگزاری رویدادها
organises meetings
برگزاری جلسات
organised trip
سفر سازماندهی شده
organises the party
برگزاری پارتو
organised efficiently
به طور کارآمد سازماندهی شده
organised well
به خوبی سازماندهی شده
organised chaos
همچون آشوب سازماندهی شده
organises everything
همه چیز را سازماندهی می کند
the event organisers carefully plan every detail.
سازمانگران رویداد با دقت تمام جزئیات را برنامهریزی میکنند.
our team organises weekly meetings to discuss progress.
تیم ما جلسات هفتگی برای بحث در مورد پیشرفتها برگزار میکند.
she organises her schedule to maximize productivity.
او برنامهریزی زمان خود را برای افزایش بهرهوری انجام میدهد.
the charity organises fundraising events throughout the year.
این خیریه در سراسر سال رویدادهای جمعآوری کمک مالی را برگزار میکند.
he organises his files alphabetically for easy access.
او فایلهای خود را به ترتیب الفبایی سازماندهی میکند تا دسترسی آسانتر باشد.
the committee organises the annual school fair.
کمیته فروشگاه مدرسه سالانه را سازماندهی میکند.
the company organises a team-building retreat next month.
شرکت ماه آینده یک دوره آموزشی گروهی را سازماندهی میکند.
the library organises a reading program for children.
کتابخانه یک برنامه خواندن برای کودکان را سازماندهی میکند.
the museum organises special exhibitions throughout the year.
موزه در سراسر سال نمایشگاههای ویژه را سازماندهی میکند.
the volunteers organises a beach cleanup every saturday.
کارگزاران هر جمعه تمیز کردن ساحل را سازماندهی میکنند.
the town organises a festive parade for the holidays.
شهر یک مسیر جشنی برای تعطیلات را سازماندهی میکند.
organises events
برگزاری رویدادها
organises meetings
برگزاری جلسات
organised trip
سفر سازماندهی شده
organises the party
برگزاری پارتو
organised efficiently
به طور کارآمد سازماندهی شده
organised well
به خوبی سازماندهی شده
organised chaos
همچون آشوب سازماندهی شده
organises everything
همه چیز را سازماندهی می کند
the event organisers carefully plan every detail.
سازمانگران رویداد با دقت تمام جزئیات را برنامهریزی میکنند.
our team organises weekly meetings to discuss progress.
تیم ما جلسات هفتگی برای بحث در مورد پیشرفتها برگزار میکند.
she organises her schedule to maximize productivity.
او برنامهریزی زمان خود را برای افزایش بهرهوری انجام میدهد.
the charity organises fundraising events throughout the year.
این خیریه در سراسر سال رویدادهای جمعآوری کمک مالی را برگزار میکند.
he organises his files alphabetically for easy access.
او فایلهای خود را به ترتیب الفبایی سازماندهی میکند تا دسترسی آسانتر باشد.
the committee organises the annual school fair.
کمیته فروشگاه مدرسه سالانه را سازماندهی میکند.
the company organises a team-building retreat next month.
شرکت ماه آینده یک دوره آموزشی گروهی را سازماندهی میکند.
the library organises a reading program for children.
کتابخانه یک برنامه خواندن برای کودکان را سازماندهی میکند.
the museum organises special exhibitions throughout the year.
موزه در سراسر سال نمایشگاههای ویژه را سازماندهی میکند.
the volunteers organises a beach cleanup every saturday.
کارگزاران هر جمعه تمیز کردن ساحل را سازماندهی میکنند.
the town organises a festive parade for the holidays.
شهر یک مسیر جشنی برای تعطیلات را سازماندهی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید