orgiastic

[ایالات متحده]/ɔːdʒɪ'æstɪk/
[بریتانیا]/ˌɔrdʒɪ'æstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه هیجان بی‌حد و حصر یا رفتار وحشیانه؛ به شدت شادمان.

جملات نمونه

People celebrating the armistice behaved like an orgiastic mob.

مردم در حال جشن گرفتن آتش‌بس مانند توده‌ای دیوانه‌وار رفتار می‌کردند.

The orgiastic celebration lasted until dawn.

جشنواره جنون‌آمیز تا سپیده دم ادامه داشت.

The movie depicted an orgiastic party scene.

فیلم صحنه‌ای از مهمانی جنون‌آمیز را به تصویر کشید.

The music festival turned into an orgiastic dance party.

جشنواره موسیقی به یک مهمانی رقص جنون‌آمیز تبدیل شد.

The novel described an orgiastic ritual in vivid detail.

رمان یک آیین جنون‌آمیز را با جزئیات دقیق توصیف کرد.

The play featured an orgiastic scene of revelry.

نمایش صحنه‌ای از جشن و سرور جنون‌آمیز را به تصویر کشید.

The painting captured the essence of an orgiastic celebration.

نقاشی جوهر یک جشن جنون‌آمیز را به تصویر کشید.

The cult engaged in orgiastic ceremonies.

فرقه‌ها در آیین‌های جنون‌آمیز شرکت کردند.

The book described an orgiastic feast in great detail.

کتاب یک جشن جنون‌آمیز را با جزئیات فراوان توصیف کرد.

The party turned into an orgiastic frenzy.

مهمانی به یک جنون جنون‌آمیز تبدیل شد.

The performance was an orgiastic display of energy and passion.

اجرا یک نمایش جنون‌آمیز از انرژی و اشتیاق بود.

نمونه‌های واقعی

But I don't like to graze, typically I like to consume it all in one large just orgiastic snackfest.

اما من دوست ندارم علف بخورم، معمولاً ترجیح می‌دهم همه آن را در یک لقمه بزرگ و شهوت‌انگیز مصرف کنم.

منبع: A day’s diet of a celebrity.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید