orientational guidance
راهنمای جهتگیری
orientational skills
مهارتهای جهتگیری
orientational approach
رویکرد جهتگیری
orientational training
آموزش جهتگیری
orientational session
جلسه جهتگیری
orientational strategies
استراتژیهای جهتگیری
orientational context
زمینه جهتگیری
orientational methods
روشهای جهتگیری
orientational design
طراحی جهتگیری
orientational activities
فعالیتهای جهتگیری
our training program is highly orientational for new employees.
برنامه آموزشی ما به شدت برای کارمندان جدید جهتدهی است.
the conference will focus on orientational strategies for business growth.
کنفرانس بر روی استراتژیهای جهتگیری برای رشد کسب و کار تمرکز خواهد کرد.
he provided an orientational overview of the project during the meeting.
او در طول جلسه، یک نمای کلی جهتدار از پروژه ارائه داد.
students received orientational materials to help them adjust to college life.
دانشجویان مواد آموزشی جهتدار دریافت کردند تا به آنها در تطبیق با زندگی دانشگاهی کمک کند.
the workshop included orientational sessions for new participants.
کارگاه شامل جلسات جهتدار برای شرکتکنندگان جدید بود.
her speech was very orientational, helping us understand the key issues.
سخنرانی او بسیار جهتدار بود و به ما کمک کرد تا مسائل کلیدی را درک کنیم.
we need an orientational guide to navigate this complex system.
ما به یک راهنمای جهتدار برای پیمایش این سیستم پیچیده نیاز داریم.
the company offers orientational support for international employees.
شرکت از کارمندان بینالمللی پشتیبانی جهتدار ارائه میدهد.
her orientational approach made it easier for the team to collaborate.
رویکرد جهتدار او باعث شد همکاری برای تیم آسانتر شود.
they organized an orientational trip to familiarize students with the campus.
آنها یک سفر جهتدار برای آشنایی دانشجویان با محوطه دانشگاه سازماندهی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید