ossified beliefs
باورهای منجمد
ossified structures
ساختارهای منجمد
ossified ideas
ایدههای منجمد
ossified systems
سیستمهای منجمد
ossified norms
نرمهای منجمد
ossified practices
روشهای منجمد
ossified policies
خطمشیهای منجمد
ossified attitudes
نگرشهای منجمد
ossified rules
قوانین منجمد
ossified traditions
تقالید منجمد
the ossified ideas in the organization hinder innovation.
ایدههای منجمد در سازمان مانع نوآوری میشوند.
his ossified beliefs made it difficult to accept new information.
باورهای منجمد او باعث میشد پذیرش اطلاعات جدید دشوار باشد.
ossified structures in society can lead to stagnation.
ساختارهای منجمد در جامعه میتوانند منجر به رکود شوند.
the ossified policies were in desperate need of reform.
خط مشیهای منجمد به شدت نیازمند اصلاح بودند.
her ossified views on education prevented meaningful discussions.
دیدگاههای منجمد او در مورد آموزش مانع بحثهای معنادار میشد.
the ossified legal system struggles to adapt to modern issues.
سیستم حقوقی منجمد برای انطباق با مسائل مدرن تلاش میکند.
ossified traditions can sometimes stifle creativity.
رسوم منجمد گاهی اوقات میتوانند خلاقیت را خفه کنند.
his ossified thinking limited his career growth.
تفکر منجمد او رشد شغلی او را محدود کرد.
ossified rules in the workplace can demotivate employees.
قوانین منجمد در محل کار میتوانند باعث کاهش انگیزه کارکنان شوند.
she realized her ossified approach to problem-solving was ineffective.
او متوجه شد که روش منجمد او در حل مسئله مؤثر نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید