ossified

[ایالات متحده]/ˈɒsɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːsɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سفت یا ثابت شده در نگرش یا باور
v. سفت کردن یا سخت شدن یا انعطاف ناپذیر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

ossified beliefs

باورهای منجمد

ossified structures

ساختارهای منجمد

ossified ideas

ایده‌های منجمد

ossified systems

سیستم‌های منجمد

ossified norms

نرم‌های منجمد

ossified practices

روش‌های منجمد

ossified policies

خط‌مشی‌های منجمد

ossified attitudes

نگرش‌های منجمد

ossified rules

قوانین منجمد

ossified traditions

تقالید منجمد

جملات نمونه

the ossified ideas in the organization hinder innovation.

ایده‌های منجمد در سازمان مانع نوآوری می‌شوند.

his ossified beliefs made it difficult to accept new information.

باورهای منجمد او باعث می‌شد پذیرش اطلاعات جدید دشوار باشد.

ossified structures in society can lead to stagnation.

ساختارهای منجمد در جامعه می‌توانند منجر به رکود شوند.

the ossified policies were in desperate need of reform.

خط مشی‌های منجمد به شدت نیازمند اصلاح بودند.

her ossified views on education prevented meaningful discussions.

دیدگاه‌های منجمد او در مورد آموزش مانع بحث‌های معنادار می‌شد.

the ossified legal system struggles to adapt to modern issues.

سیستم حقوقی منجمد برای انطباق با مسائل مدرن تلاش می‌کند.

ossified traditions can sometimes stifle creativity.

رسوم منجمد گاهی اوقات می‌توانند خلاقیت را خفه کنند.

his ossified thinking limited his career growth.

تفکر منجمد او رشد شغلی او را محدود کرد.

ossified rules in the workplace can demotivate employees.

قوانین منجمد در محل کار می‌توانند باعث کاهش انگیزه کارکنان شوند.

she realized her ossified approach to problem-solving was ineffective.

او متوجه شد که روش منجمد او در حل مسئله مؤثر نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید