ossy

[ایالات متحده]/ˈɒsi/
[بریتانیا]/ˈɔːsi/

ترجمه

adj. مربوط به یا نام‌گذاری فشرده‌سازی داده‌هایی که در آن برخی از اطلاعات از دست می‌رود
شکل‌های واژه
جمعossies

جملات نمونه

the company has become ossified in its traditional ways.

شرکت به سبک‌های سنتی خود سخت شده است.

his thinking ossified after years in the same position.

فکر وی پس از چند سال در همان موقعیت سخت شده است.

the bureaucracy ossified the decision-making process.

بюрокراسی فرایند تصمیم‌گیری را سخت کرده است.

she fears becoming too ossified in her views.

او می‌ترسید که نظراتش به چیزی سخت شود.

the organization grew increasingly ossified over time.

سازمان با گذشت زمان به طور مداوم سخت‌تر شده است.

academic institutions can ossify if they resist change.

اگر مؤسسات آموزشی تغییر را مخالفت کنند، ممکن است سخت شوند.

his ossified attitudes prevent him from seeing new perspectives.

وضعیت‌های سخت وی از او جلوگیری می‌کند تا نگاه‌های جدیدی داشته باشد.

the system has become completely ossified.

سیستم宣完全硬化了。

aging muscles can ossify if not properly exercised.

عضلاتی که به درستی تمرین نشوند، ممکن است سخت شوند.

cultural traditions sometimes ossify into rigid practices.

گاهی سنت‌های فرهنگی به روش‌های سخت و سخت‌گیرانه تبدیل می‌شوند.

the once-flexible organization ossified under new management.

سازمانی که یک زمانی انعطاف‌پذیر بود، تحت مدیریت جدید سخت شده است.

political parties often ossify into predictable patterns.

گروه‌های سیاسی اغلب به الگوهای قابل پیش‌بینی تبدیل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید