ousts the leader
حکومت را سرنگون میکند
ousts a rival
یک رقیب را سرنگون میکند
ousts from power
از قدرت سرنگون میکند
ousts the incumbent
حاکم فعلی را سرنگون میکند
ousts his opponent
حریفش را سرنگون میکند
ousts the regime
رژیم را سرنگون میکند
ousts the president
رئیسجمهور را سرنگون میکند
ousts local leaders
رهبران محلی را سرنگون میکند
ousts old guard
نگهبانان قدیمی را سرنگون میکند
ousts the board
هیئت مدیره را سرنگون میکند
the new leader ousts the previous administration.
رهبر جدید، دولت قبلی را سرنگون میکند.
she ousts her competitors with innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه، رقبای خود را کنار میگذارد.
the sudden storm ousts the picnic plans.
باران ناگهانی برنامههای پیکنیک را به هم میریزد.
the political party ousts its old policies.
حزب سیاسی سیاستهای قدیمی خود را کنار میگذارد.
he ousts the doubts that cloud his judgment.
او ترددهایی را که قضاوتش را تحتالشعاع قرار میدهند، از بین میبرد.
the new software ousts outdated programs.
نرمافزار جدید، برنامههای قدیمی را کنار میگذارد.
the team ousts the reigning champions in the finals.
تیم، قهرمانان فعلی را در فینال شکست میدهد.
she ousts negativity from her life.
او منفیگرایی را از زندگی خود دور میکند.
the merger ousts several key executives.
ادغام، چندین مدیر اجرایی کلیدی را کنار میگذارد.
the community ousts the harmful practices.
جامعه، روشهای مضر را کنار میگذارد.
ousts the leader
حکومت را سرنگون میکند
ousts a rival
یک رقیب را سرنگون میکند
ousts from power
از قدرت سرنگون میکند
ousts the incumbent
حاکم فعلی را سرنگون میکند
ousts his opponent
حریفش را سرنگون میکند
ousts the regime
رژیم را سرنگون میکند
ousts the president
رئیسجمهور را سرنگون میکند
ousts local leaders
رهبران محلی را سرنگون میکند
ousts old guard
نگهبانان قدیمی را سرنگون میکند
ousts the board
هیئت مدیره را سرنگون میکند
the new leader ousts the previous administration.
رهبر جدید، دولت قبلی را سرنگون میکند.
she ousts her competitors with innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه، رقبای خود را کنار میگذارد.
the sudden storm ousts the picnic plans.
باران ناگهانی برنامههای پیکنیک را به هم میریزد.
the political party ousts its old policies.
حزب سیاسی سیاستهای قدیمی خود را کنار میگذارد.
he ousts the doubts that cloud his judgment.
او ترددهایی را که قضاوتش را تحتالشعاع قرار میدهند، از بین میبرد.
the new software ousts outdated programs.
نرمافزار جدید، برنامههای قدیمی را کنار میگذارد.
the team ousts the reigning champions in the finals.
تیم، قهرمانان فعلی را در فینال شکست میدهد.
she ousts negativity from her life.
او منفیگرایی را از زندگی خود دور میکند.
the merger ousts several key executives.
ادغام، چندین مدیر اجرایی کلیدی را کنار میگذارد.
the community ousts the harmful practices.
جامعه، روشهای مضر را کنار میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید