outfoxed

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈfɒkst/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈfɑːkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را با هوش یا فریب بیشتر شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

outfoxed the competition

حریفان را فریب داد

outfoxed the enemy

دشمن را فریب داد

outfoxed the rival

رقيب را فريب داد

outfoxed the critics

منتقدان را فريب داد

outfoxed the opponent

حريف را فريب داد

outfoxed the thief

سارق را فريب داد

outfoxed the team

تیم را فريب داد

outfoxed the system

سيستم را فريب داد

outfoxed the boss

رييس را فريب داد

outfoxed the game

بازي را فريب داد

جملات نمونه

the clever fox outfoxed the hunters.

روباه باهوش شکارچیان را فریب داد.

she outfoxed her competitors with a brilliant strategy.

او با یک استراتژی درخشان رقبای خود را فریب داد.

the detective outfoxed the criminal during the chase.

مامور پلیس در حین تعقیب جنایتکار را فریب داد.

he always manages to outfox his friends in board games.

او همیشه موفق می شود دوستان خود را در بازی های رومیزی فریب دهد.

the clever student outfoxed the teacher with a tricky question.

دانجوی باهوش با یک سوال فریبنده معلم را فریب داد.

they thought they could outfox me, but i was prepared.

آنها فکر کردند می توانند مرا فریب دهند، اما من آماده بودم.

the strategist outfoxed the enemy with unexpected moves.

استراتژیست با حرکات غیرمنتظره دشمن را فریب داد.

in the end, she outfoxed everyone in the negotiation.

در نهایت، او همه را در مذاکره فریب داد.

he outfoxed the system to get what he wanted.

او سیستم را فریب داد تا آنچه می خواست به دست آورد.

the team outfoxed their rivals to win the championship.

تیم رقبای خود را فریب داد تا قهرمانی را بدست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید