outgone leader
رهبر بازنشسته
outgone personality
شخصیت بازنشسته
outgone member
عضو بازنشسته
outgone friend
دوست بازنشسته
outgone style
سبک بازنشسته
outgone attitude
نگرش بازنشسته
outgone spirit
روحیه بازنشسته
outgone trend
روند بازنشسته
outgone phase
فاز بازنشسته
outgone influence
تاثیر بازنشسته
the outgone personality of the host made everyone feel welcome.
شخصیت صمیمی میزبان باعث شد همه احساس استقبال کنند.
she has always been an outgone individual, making friends easily.
او همیشه فردی صمیمی بوده و به راحتی دوست پیدا میکند.
his outgone nature helps him in his career as a salesperson.
طبع صمیمی او در شغلش به عنوان یک فروشنده به او کمک میکند.
being outgone can sometimes be a disadvantage in quiet environments.
صمیمیت گاهی اوقات میتواند در محیطهای آرام یک نقطه ضعف باشد.
her outgone attitude attracted many people to her side.
حضور صمیمی او افراد زیادی را به سمت خود جذب کرد.
outgone students often participate in various extracurricular activities.
دانشجویان صمیمی اغلب در فعالیتهای فوق برنامه مختلف شرکت میکنند.
his outgone demeanor made him the life of the party.
رفتار صمیمی او باعث شد او روح مهمانی باشد.
outgone people tend to thrive in social situations.
افراد صمیمی معمولاً در موقعیتهای اجتماعی رشد میکنند.
she was outgone and always ready to meet new challenges.
او صمیمی بود و همیشه آماده رویارویی با چالشهای جدید بود.
the outgone nature of the team fostered strong collaboration.
طبع صمیمی تیم باعث ایجاد همکاری قوی شد.
outgone leader
رهبر بازنشسته
outgone personality
شخصیت بازنشسته
outgone member
عضو بازنشسته
outgone friend
دوست بازنشسته
outgone style
سبک بازنشسته
outgone attitude
نگرش بازنشسته
outgone spirit
روحیه بازنشسته
outgone trend
روند بازنشسته
outgone phase
فاز بازنشسته
outgone influence
تاثیر بازنشسته
the outgone personality of the host made everyone feel welcome.
شخصیت صمیمی میزبان باعث شد همه احساس استقبال کنند.
she has always been an outgone individual, making friends easily.
او همیشه فردی صمیمی بوده و به راحتی دوست پیدا میکند.
his outgone nature helps him in his career as a salesperson.
طبع صمیمی او در شغلش به عنوان یک فروشنده به او کمک میکند.
being outgone can sometimes be a disadvantage in quiet environments.
صمیمیت گاهی اوقات میتواند در محیطهای آرام یک نقطه ضعف باشد.
her outgone attitude attracted many people to her side.
حضور صمیمی او افراد زیادی را به سمت خود جذب کرد.
outgone students often participate in various extracurricular activities.
دانشجویان صمیمی اغلب در فعالیتهای فوق برنامه مختلف شرکت میکنند.
his outgone demeanor made him the life of the party.
رفتار صمیمی او باعث شد او روح مهمانی باشد.
outgone people tend to thrive in social situations.
افراد صمیمی معمولاً در موقعیتهای اجتماعی رشد میکنند.
she was outgone and always ready to meet new challenges.
او صمیمی بود و همیشه آماده رویارویی با چالشهای جدید بود.
the outgone nature of the team fostered strong collaboration.
طبع صمیمی تیم باعث ایجاد همکاری قوی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید