outgone

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈɡəʊn/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈɡoʊn/

ترجمه

adj. رفته یا ترک کرده

عبارات و ترکیب‌ها

outgone leader

رهبر بازنشسته

outgone personality

شخصیت بازنشسته

outgone member

عضو بازنشسته

outgone friend

دوست بازنشسته

outgone style

سبک بازنشسته

outgone attitude

نگرش بازنشسته

outgone spirit

روحیه بازنشسته

outgone trend

روند بازنشسته

outgone phase

فاز بازنشسته

outgone influence

تاثیر بازنشسته

جملات نمونه

the outgone personality of the host made everyone feel welcome.

شخصیت صمیمی میزبان باعث شد همه احساس استقبال کنند.

she has always been an outgone individual, making friends easily.

او همیشه فردی صمیمی بوده و به راحتی دوست پیدا می‌کند.

his outgone nature helps him in his career as a salesperson.

طبع صمیمی او در شغلش به عنوان یک فروشنده به او کمک می‌کند.

being outgone can sometimes be a disadvantage in quiet environments.

صمیمیت گاهی اوقات می‌تواند در محیط‌های آرام یک نقطه ضعف باشد.

her outgone attitude attracted many people to her side.

حضور صمیمی او افراد زیادی را به سمت خود جذب کرد.

outgone students often participate in various extracurricular activities.

دانشجویان صمیمی اغلب در فعالیت‌های فوق برنامه مختلف شرکت می‌کنند.

his outgone demeanor made him the life of the party.

رفتار صمیمی او باعث شد او روح مهمانی باشد.

outgone people tend to thrive in social situations.

افراد صمیمی معمولاً در موقعیت‌های اجتماعی رشد می‌کنند.

she was outgone and always ready to meet new challenges.

او صمیمی بود و همیشه آماده رویارویی با چالش‌های جدید بود.

the outgone nature of the team fostered strong collaboration.

طبع صمیمی تیم باعث ایجاد همکاری قوی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید