outguessed the opponent
حریف را پیشبینی کرد
outguessed the competition
رقابت را پیشبینی کرد
outguessed his rivals
رقیبانش را پیشبینی کرد
outguessed them all
همه آنها را پیشبینی کرد
outguessed the game
بازی را پیشبینی کرد
outguessed their plans
برنامههای آنها را پیشبینی کرد
outguessed the strategy
استراتژی را پیشبینی کرد
outguessed the puzzle
معما را پیشبینی کرد
outguessed the trick
حقه را پیشبینی کرد
outguessed the odds
شانسها را پیشبینی کرد
he outguessed his opponent in the chess match.
او حریفش را در مسابقه شطرنج پیشبینی کرد.
she always tries to outguess what i’m thinking.
او همیشه سعی میکند حدس بزند من به چه فکر میکنم.
the detective outguessed the criminal's next move.
مامور پلیس حرکت بعدی مجرم را پیشبینی کرد.
he outguessed everyone during the trivia game.
او در طول بازی اطلاعاتی همه را پیشبینی کرد.
they outguessed the market trends and invested wisely.
آنها روند بازار را پیشبینی کردند و به طور عاقلانه سرمایهگذاری کردند.
she outguessed the competition with her innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه خود از رقابت پیشی گرفت.
the strategist outguessed his rivals during the negotiation.
استراتژیست در طول مذاکره از رقبای خود پیشی گرفت.
he outguessed the audience's reaction with his performance.
او با اجرایش واکنش مخاطبان را پیشبینی کرد.
she outguessed the weather forecast and packed an umbrella.
او پیشبینی هواشناسی را پیشبینی کرد و چتر برداشت.
the analyst outguessed the economic shifts effectively.
تحلیلگر به طور موثر تغییرات اقتصادی را پیشبینی کرد.
outguessed the opponent
حریف را پیشبینی کرد
outguessed the competition
رقابت را پیشبینی کرد
outguessed his rivals
رقیبانش را پیشبینی کرد
outguessed them all
همه آنها را پیشبینی کرد
outguessed the game
بازی را پیشبینی کرد
outguessed their plans
برنامههای آنها را پیشبینی کرد
outguessed the strategy
استراتژی را پیشبینی کرد
outguessed the puzzle
معما را پیشبینی کرد
outguessed the trick
حقه را پیشبینی کرد
outguessed the odds
شانسها را پیشبینی کرد
he outguessed his opponent in the chess match.
او حریفش را در مسابقه شطرنج پیشبینی کرد.
she always tries to outguess what i’m thinking.
او همیشه سعی میکند حدس بزند من به چه فکر میکنم.
the detective outguessed the criminal's next move.
مامور پلیس حرکت بعدی مجرم را پیشبینی کرد.
he outguessed everyone during the trivia game.
او در طول بازی اطلاعاتی همه را پیشبینی کرد.
they outguessed the market trends and invested wisely.
آنها روند بازار را پیشبینی کردند و به طور عاقلانه سرمایهگذاری کردند.
she outguessed the competition with her innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه خود از رقابت پیشی گرفت.
the strategist outguessed his rivals during the negotiation.
استراتژیست در طول مذاکره از رقبای خود پیشی گرفت.
he outguessed the audience's reaction with his performance.
او با اجرایش واکنش مخاطبان را پیشبینی کرد.
she outguessed the weather forecast and packed an umbrella.
او پیشبینی هواشناسی را پیشبینی کرد و چتر برداشت.
the analyst outguessed the economic shifts effectively.
تحلیلگر به طور موثر تغییرات اقتصادی را پیشبینی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید