outguessed

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈɡɛst/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈɡɛst/

ترجمه

v. بهتر یا دقیق‌تر حدس زدن نسبت به شخص دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

outguessed the opponent

حریف را پیش‌بینی کرد

outguessed the competition

رقابت را پیش‌بینی کرد

outguessed his rivals

رقیبانش را پیش‌بینی کرد

outguessed them all

همه آنها را پیش‌بینی کرد

outguessed the game

بازی را پیش‌بینی کرد

outguessed their plans

برنامه‌های آنها را پیش‌بینی کرد

outguessed the strategy

استراتژی را پیش‌بینی کرد

outguessed the puzzle

معما را پیش‌بینی کرد

outguessed the trick

حقه را پیش‌بینی کرد

outguessed the odds

شانس‌ها را پیش‌بینی کرد

جملات نمونه

he outguessed his opponent in the chess match.

او حریفش را در مسابقه شطرنج پیش‌بینی کرد.

she always tries to outguess what i’m thinking.

او همیشه سعی می‌کند حدس بزند من به چه فکر می‌کنم.

the detective outguessed the criminal's next move.

مامور پلیس حرکت بعدی مجرم را پیش‌بینی کرد.

he outguessed everyone during the trivia game.

او در طول بازی اطلاعاتی همه را پیش‌بینی کرد.

they outguessed the market trends and invested wisely.

آنها روند بازار را پیش‌بینی کردند و به طور عاقلانه سرمایه‌گذاری کردند.

she outguessed the competition with her innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود از رقابت پیشی گرفت.

the strategist outguessed his rivals during the negotiation.

استراتژیست در طول مذاکره از رقبای خود پیشی گرفت.

he outguessed the audience's reaction with his performance.

او با اجرایش واکنش مخاطبان را پیش‌بینی کرد.

she outguessed the weather forecast and packed an umbrella.

او پیش‌بینی هواشناسی را پیش‌بینی کرد و چتر برداشت.

the analyst outguessed the economic shifts effectively.

تحلیلگر به طور موثر تغییرات اقتصادی را پیش‌بینی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید