| جمع | outlands |
outland adventure
ماجراجویی در سرزمینهای دوردست
outland journey
سفر در سرزمینهای دوردست
outland exploration
اکتشاف سرزمینهای دوردست
outland experience
تجربه در سرزمینهای دوردست
outland territory
سرزمینهای دوردست
outland region
منطقه سرزمینهای دوردست
outland culture
فرهنگ سرزمینهای دوردست
outland landscape
مناظر سرزمینهای دوردست
outland realm
حوزه سرزمینهای دوردست
outland myth
افسانههای سرزمینهای دوردست
many outland adventures await those who seek them.
بسیاری از ماجراهای دورافتاده در انتظار کسانی هستند که به دنبال آنها باشند.
outland cultures often have unique traditions.
فرهنگهای دورافتاده اغلب سنتهای منحصر به فردی دارند.
traveling to outland destinations can be exciting.
سفر به مقاصد دورافتاده میتواند هیجانانگیز باشد.
she dreams of exploring outland territories.
او از کاوش در سرزمینهای دورافتاده رویای دارد.
outland experiences can broaden your horizons.
تجربیات دورافتاده میتوانند افق دید شما را گسترش دهند.
he found inspiration in outland landscapes.
او در مناظر دورافتاده الهام گرفت.
outland cuisine offers flavors you won't find at home.
غذاهای دورافتاده طعمهایی را ارائه میدهند که در خانه پیدا نمیکنید.
she enjoys reading about outland myths and legends.
او از خواندن درباره اسطورهها و افسانههای دورافتاده لذت میبرد.
outland wildlife can be fascinating to observe.
زندگی وحشی دورافتاده میتواند جالب باشد.
he has friends from outland regions.
او دوستانی از مناطق دورافتاده دارد.
outland adventure
ماجراجویی در سرزمینهای دوردست
outland journey
سفر در سرزمینهای دوردست
outland exploration
اکتشاف سرزمینهای دوردست
outland experience
تجربه در سرزمینهای دوردست
outland territory
سرزمینهای دوردست
outland region
منطقه سرزمینهای دوردست
outland culture
فرهنگ سرزمینهای دوردست
outland landscape
مناظر سرزمینهای دوردست
outland realm
حوزه سرزمینهای دوردست
outland myth
افسانههای سرزمینهای دوردست
many outland adventures await those who seek them.
بسیاری از ماجراهای دورافتاده در انتظار کسانی هستند که به دنبال آنها باشند.
outland cultures often have unique traditions.
فرهنگهای دورافتاده اغلب سنتهای منحصر به فردی دارند.
traveling to outland destinations can be exciting.
سفر به مقاصد دورافتاده میتواند هیجانانگیز باشد.
she dreams of exploring outland territories.
او از کاوش در سرزمینهای دورافتاده رویای دارد.
outland experiences can broaden your horizons.
تجربیات دورافتاده میتوانند افق دید شما را گسترش دهند.
he found inspiration in outland landscapes.
او در مناظر دورافتاده الهام گرفت.
outland cuisine offers flavors you won't find at home.
غذاهای دورافتاده طعمهایی را ارائه میدهند که در خانه پیدا نمیکنید.
she enjoys reading about outland myths and legends.
او از خواندن درباره اسطورهها و افسانههای دورافتاده لذت میبرد.
outland wildlife can be fascinating to observe.
زندگی وحشی دورافتاده میتواند جالب باشد.
he has friends from outland regions.
او دوستانی از مناطق دورافتاده دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید