outsized

[ایالات متحده]/ˈaʊtsaɪzd/
[بریتانیا]/ˈaʊtsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار بزرگ یا بزرگتر از حد معمول

عبارات و ترکیب‌ها

outsized impact

اثرگذاری بیش از حد

outsized role

نقش بزرگ

outsized expectations

انتظارات بزرگ

outsized presence

حضور بزرگ

outsized influence

تاثیرگذاری بزرگ

outsized personality

شخصیت بزرگ

outsized success

موفقیت بزرگ

outsized growth

رشد بزرگ

outsized demand

تقاضای بزرگ

outsized talent

استعداد بزرگ

جملات نمونه

his outsized personality made him the center of attention at the party.

شخصیت بزرگ و برجسته او باعث شد در مهمانی مرکز توجه باشد.

the company reported outsized profits this quarter.

شرکت این فصل سودهای غیرمعمولاً زیاد گزارش کرد.

she wore an outsized hat that caught everyone's eye.

او کلاه بزرگی پوشیده بود که نظر همه را به خود جلب کرد.

his outsized ambitions drove him to succeed.

جاه‌طلبی‌های بزرگ او او را به سمت موفقیت سوق داد.

the outsized impact of the event was felt across the nation.

اثر غیرمعمولاً بزرگ این رویداد در سراسر کشور احساس شد.

they faced outsized challenges in the new market.

آنها با چالش‌های غیرمعمولاً بزرگ در بازار جدید روبرو شدند.

the artist created an outsized sculpture that impressed everyone.

هنرمند مجسمه‌ای بزرگ خلق کرد که همه را تحت تأثیر قرار داد.

his outsized enthusiasm for the project inspired the team.

اشتیاق بزرگ او به پروژه تیم را الهام بخشید.

outsized expectations can lead to disappointment.

انتظارات غیرمعمولاً زیاد می‌تواند منجر به ناامیدی شود.

the city is known for its outsized skyscrapers.

این شهر به خاطر آسمان‌خراش‌های بزرگش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید