outworn

[ایالات متحده]/autˈwɔ:n/
[بریتانیا]/'aʊtwɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرسوده; قدیمی; خسته

v. فرسودن

جملات نمونه

an outworn penal code; outworn clothes.

یک قانون مجازات فرسوده؛ لباس های فرسوده.

The carvings on the cabin have lost lustre (faded) long before , the slates on the road have been outworn to their slipperiness by to-and-fros of generations.

حکاکی های روی کلبه خیلی قبل از آن ها درخشندگی (محو) خود را از دست داده اند، کاشی های کف خیابان به دلیل رفت و آمد نسل ها به لغزندگی خود درآمده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید