an outworn penal code; outworn clothes.
یک قانون مجازات فرسوده؛ لباس های فرسوده.
The carvings on the cabin have lost lustre (faded) long before , the slates on the road have been outworn to their slipperiness by to-and-fros of generations.
حکاکی های روی کلبه خیلی قبل از آن ها درخشندگی (محو) خود را از دست داده اند، کاشی های کف خیابان به دلیل رفت و آمد نسل ها به لغزندگی خود درآمده اند.
an outworn penal code; outworn clothes.
یک قانون مجازات فرسوده؛ لباس های فرسوده.
The carvings on the cabin have lost lustre (faded) long before , the slates on the road have been outworn to their slipperiness by to-and-fros of generations.
حکاکی های روی کلبه خیلی قبل از آن ها درخشندگی (محو) خود را از دست داده اند، کاشی های کف خیابان به دلیل رفت و آمد نسل ها به لغزندگی خود درآمده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید