overage charge
هزینه اضافه
overage fee
هزینه اضافه
overage limit
حد اضافه
data overage
اضافه داده
overage payment
پرداخت اضافه
overage cost
هزینه اضافه
overage amount
مبلغ اضافه
overage risk
ریسک اضافه
overage claim
ادعای اضافه
overage report
گزارش اضافه
the overage on my phone bill was unexpected.
هزینه اضافی در قبض تلفن همراه من غیرمنتظره بود.
we need to calculate the overage for the project budget.
ما باید هزینه اضافی را برای بودجه پروژه محاسبه کنیم.
the overage in the inventory caused a delay in shipping.
افزایش موجودی باعث تاخیر در ارسال شد.
he was charged for the overage on his data plan.
او برای هزینه اضافی طرح داده خود هزینه پرداخت کرد.
they reported an overage in their quarterly earnings.
آنها گزارش کردند که در سود سه ماهه خود هزینه اضافی وجود دارد.
managing overage costs is crucial for profitability.
مدیریت هزینه های اضافی برای سودآوری بسیار مهم است.
the overage fees for luggage were quite high.
هزینه های اضافی برای بار مجداف بودند.
she was surprised by the overage on her credit card.
او از هزینه اضافی کارت اعتباری خود متعجب شد.
they implemented measures to reduce overage in production.
آنها اقداماتی را برای کاهش هزینه اضافی در تولید اجرا کردند.
the overage amount will be refunded next month.
مبلغ اضافی ماه آینده بازپرداخت خواهد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید