overage

[ایالات متحده]/ˈəʊvərɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد قدیمی; پیر; بیش از سن; بیش از حد قدیمی
n. مازاد کالا; مازاد; دارایی‌های خارج از ترازنامه; بیش از حد پیر شدن; مازاد کالا; ساعات کار اضافی

عبارات و ترکیب‌ها

overage charge

هزینه اضافه

overage fee

هزینه اضافه

overage limit

حد اضافه

data overage

اضافه داده

overage payment

پرداخت اضافه

overage cost

هزینه اضافه

overage amount

مبلغ اضافه

overage risk

ریسک اضافه

overage claim

ادعای اضافه

overage report

گزارش اضافه

جملات نمونه

the overage on my phone bill was unexpected.

هزینه اضافی در قبض تلفن همراه من غیرمنتظره بود.

we need to calculate the overage for the project budget.

ما باید هزینه اضافی را برای بودجه پروژه محاسبه کنیم.

the overage in the inventory caused a delay in shipping.

افزایش موجودی باعث تاخیر در ارسال شد.

he was charged for the overage on his data plan.

او برای هزینه اضافی طرح داده خود هزینه پرداخت کرد.

they reported an overage in their quarterly earnings.

آنها گزارش کردند که در سود سه ماهه خود هزینه اضافی وجود دارد.

managing overage costs is crucial for profitability.

مدیریت هزینه های اضافی برای سودآوری بسیار مهم است.

the overage fees for luggage were quite high.

هزینه های اضافی برای بار مجداف بودند.

she was surprised by the overage on her credit card.

او از هزینه اضافی کارت اعتباری خود متعجب شد.

they implemented measures to reduce overage in production.

آنها اقداماتی را برای کاهش هزینه اضافی در تولید اجرا کردند.

the overage amount will be refunded next month.

مبلغ اضافی ماه آینده بازپرداخت خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید