| شکل سوم شخص مفرد | overbears |
| جمع | overbears |
| زمان گذشته | overbore |
| قسمت سوم فعل | overborne |
| صفت یا فعل حال استمراری | overbearing |
overbear authority
قدرت سرکوب
overbear pressure
فشار سرکوب
overbear influence
نفوذ سرکوب
overbear opinion
نظرگاه سرکوب
overbear will
اراده سرکوب
overbear force
زور سرکوب
overbear challenge
چالش سرکوب
overbear decision
تصمیم سرکوب
overbear presence
حضور سرکوب
overbear argument
استدلال سرکوب
don't let your emotions overbear your judgment.
اجازه ندهید احساسات شما بر قضاوت شما غلبه کند.
his strong personality tends to overbear others' opinions.
شخصیت قوی او تمایل دارد نظرات دیگران را تحت الشعاع قرار دهد.
the loud music can overbear our conversation.
موسیقی بلند می تواند مکالمه ما را تحت الشعاع قرار دهد.
she tried to overbear the criticism with her confidence.
او سعی کرد با اعتماد به نفس خود انتقاد را تحت الشعاع قرار دهد.
his arrogance can overbear the team's morale.
غرور او می تواند روحیه تیم را تحت الشعاع قرار دهد.
we must not allow fear to overbear our decisions.
ما نباید اجازه دهیم ترس بر تصمیمات ما غلبه کند.
the manager's authority should not overbear creativity.
اختیار مدیر نباید خلاقیت را تحت الشعاع قرار دهد.
she felt that her worries began to overbear her happiness.
او احساس کرد که نگرانی هایش شروع به تحت الشعاع قرار دادن شادی او کردند.
too much pressure can overbear a student's performance.
فشار زیاد می تواند عملکرد یک دانش آموز را تحت الشعاع قرار دهد.
his desire to win can sometimes overbear his sportsmanship.
تمایل او به برنده شدن گاهی اوقات می تواند روح ورزشی او را تحت الشعاع قرار دهد.
overbear authority
قدرت سرکوب
overbear pressure
فشار سرکوب
overbear influence
نفوذ سرکوب
overbear opinion
نظرگاه سرکوب
overbear will
اراده سرکوب
overbear force
زور سرکوب
overbear challenge
چالش سرکوب
overbear decision
تصمیم سرکوب
overbear presence
حضور سرکوب
overbear argument
استدلال سرکوب
don't let your emotions overbear your judgment.
اجازه ندهید احساسات شما بر قضاوت شما غلبه کند.
his strong personality tends to overbear others' opinions.
شخصیت قوی او تمایل دارد نظرات دیگران را تحت الشعاع قرار دهد.
the loud music can overbear our conversation.
موسیقی بلند می تواند مکالمه ما را تحت الشعاع قرار دهد.
she tried to overbear the criticism with her confidence.
او سعی کرد با اعتماد به نفس خود انتقاد را تحت الشعاع قرار دهد.
his arrogance can overbear the team's morale.
غرور او می تواند روحیه تیم را تحت الشعاع قرار دهد.
we must not allow fear to overbear our decisions.
ما نباید اجازه دهیم ترس بر تصمیمات ما غلبه کند.
the manager's authority should not overbear creativity.
اختیار مدیر نباید خلاقیت را تحت الشعاع قرار دهد.
she felt that her worries began to overbear her happiness.
او احساس کرد که نگرانی هایش شروع به تحت الشعاع قرار دادن شادی او کردند.
too much pressure can overbear a student's performance.
فشار زیاد می تواند عملکرد یک دانش آموز را تحت الشعاع قرار دهد.
his desire to win can sometimes overbear his sportsmanship.
تمایل او به برنده شدن گاهی اوقات می تواند روح ورزشی او را تحت الشعاع قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید