overborne

[ایالات متحده]/əʊvəˈbɔːn/
[بریتانیا]/oʊvərˈbɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحت تأثیر قرار گرفتن یا غلبه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overborne by stress

تحت فشار استرس

overborne by emotions

تحت فشار احساسات

overborne by circumstances

تحت فشار شرایط

overborne by fatigue

تحت فشار خستگی

overborne by doubt

تحت فشار تردید

overborne by fear

تحت فشار ترس

overborne by pressure

تحت فشار فشار

overborne by pain

تحت فشار درد

overborne by grief

تحت فشار غم

overborne by challenges

تحت فشار چالش‌ها

جملات نمونه

the overwhelming noise was overborne by the soothing music.

همهمهٔ طاقت‌فرسا توسط موسیقی آرام‌بخش از بین رفت.

her enthusiasm was overborne by the criticism she received.

اشتیاق او توسط انتقاداتی که دریافت کرد، از بین رفت.

the team's efforts were overborne by unexpected challenges.

تلاش‌های تیم توسط چالش‌های غیرمنتظره از بین رفت.

his confidence was overborne by self-doubt.

اعتماد به نفس او توسط تردید در خود از بین رفت.

the excitement in the room was overborne by a sudden silence.

هیجان در اتاق توسط سکوت ناگهانی از بین رفت.

the bright sunlight was overborne by dark storm clouds.

نور خورشید درخشان توسط ابرهاي تیره طوفاني از بين رفت.

her joy was overborne by the news of the tragedy.

شادی او توسط خبر فاجعه از بین رفت.

the positive feedback was overborne by the negative reviews.

بازخورد مثبت توسط نظرات منفی از بین رفت.

the beauty of the landscape was overborne by the litter.

زیبایی منظره توسط زباله ها از بین رفت.

his laughter was overborne by the sound of the sirens.

خنده او توسط صدای آژیرها از بین رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید