| زمان گذشته | overclouded |
| قسمت سوم فعل | overclouded |
| شکل سوم شخص مفرد | overclouds |
| صفت یا فعل حال استمراری | overclouding |
overcloud the sky
ابرها آسمان را بپوشانند
overcloud the view
ابرها منظره را بپوشانند
overcloud the horizon
ابرها افق را بپوشانند
overcloud the sun
ابرها خورشید را بپوشانند
overcloud the landscape
ابرها منظره را بپوشانند
overcloud the stars
ابرها ستارگان را بپوشانند
overcloud the moon
ابرها ماه را بپوشانند
overcloud the light
ابرها نور را بپوشانند
overcloud the atmosphere
ابرها جو را بپوشانند
overcloud the scene
ابرها صحنه را بپوشانند
the sky began to overcloud, signaling a storm was approaching.
آسمان شروع به ابری شدن کرد و نشانهای از نزدیک شدن طوفان بود.
don't let your worries overcloud your judgment.
نگران نشوید که قضاوت شما را تحتالشعاع قرار دهد.
the excitement of the event was overclouded by the rain.
هیجان رویداد توسط باران تحتالشعاع قرار گرفت.
her happiness was overclouded by recent troubles.
خوشحالی او توسط مشکلات اخیر تحتالشعاع قرار گرفت.
as the day went on, the sun was overclouded by dark clouds.
با گذشت روز، خورشید توسط ابرهاي تيره پوشيده شد.
his optimism was overclouded by the negative feedback.
خوشبینی او توسط بازخورد منفی تحتالشعاع قرار گرفت.
the beautiful view was overclouded by pollution.
منظره زیبا توسط آلودگی تحتالشعاع قرار گرفت.
she tried to overcloud her feelings with laughter.
او سعی کرد احساسات خود را با خنده تحتالشعاع قرار دهد.
dark thoughts can easily overcloud a clear mind.
افکار تاریک میتوانند به راحتی ذهن روشن را تحتالشعاع قرار دهند.
the joy of the celebration was overclouded by sadness.
شادی جشن توسط غم و اندوه تحتالشعاع قرار گرفت.
overcloud the sky
ابرها آسمان را بپوشانند
overcloud the view
ابرها منظره را بپوشانند
overcloud the horizon
ابرها افق را بپوشانند
overcloud the sun
ابرها خورشید را بپوشانند
overcloud the landscape
ابرها منظره را بپوشانند
overcloud the stars
ابرها ستارگان را بپوشانند
overcloud the moon
ابرها ماه را بپوشانند
overcloud the light
ابرها نور را بپوشانند
overcloud the atmosphere
ابرها جو را بپوشانند
overcloud the scene
ابرها صحنه را بپوشانند
the sky began to overcloud, signaling a storm was approaching.
آسمان شروع به ابری شدن کرد و نشانهای از نزدیک شدن طوفان بود.
don't let your worries overcloud your judgment.
نگران نشوید که قضاوت شما را تحتالشعاع قرار دهد.
the excitement of the event was overclouded by the rain.
هیجان رویداد توسط باران تحتالشعاع قرار گرفت.
her happiness was overclouded by recent troubles.
خوشحالی او توسط مشکلات اخیر تحتالشعاع قرار گرفت.
as the day went on, the sun was overclouded by dark clouds.
با گذشت روز، خورشید توسط ابرهاي تيره پوشيده شد.
his optimism was overclouded by the negative feedback.
خوشبینی او توسط بازخورد منفی تحتالشعاع قرار گرفت.
the beautiful view was overclouded by pollution.
منظره زیبا توسط آلودگی تحتالشعاع قرار گرفت.
she tried to overcloud her feelings with laughter.
او سعی کرد احساسات خود را با خنده تحتالشعاع قرار دهد.
dark thoughts can easily overcloud a clear mind.
افکار تاریک میتوانند به راحتی ذهن روشن را تحتالشعاع قرار دهند.
the joy of the celebration was overclouded by sadness.
شادی جشن توسط غم و اندوه تحتالشعاع قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید