undercommit resources
کمتعهد منابع
avoid undercommitting
از کمتعهد کردن خودداری کنید
don't undercommit
کمتعهد نکنید
undercommitted now
اکنون کمتعهد هستند
undercommit time
زمان را کمتعهد کنید
undercommitted team
تیم کمتعهد
undercommitting project
پروژه در حال کمتعهد است
undercommitted scope
دامنه کمتعهد
stop undercommitting
کمتعهد کردن را متوقف کنید
undercommit budget
بودجه را کمتعهد کنید
we need to undercommit resources to avoid overspending.
ما باید تخصیص منابع را کمتر متعهد کنیم تا از هزینهکردن بیش از حد جلوگیری کنیم.
the project manager advised us to undercommit on the timeline.
مدیر پروژه به ما توصیه کرد که در مورد جدول زمانی، تعهد کمتری داشته باشیم.
it's better to undercommit and overdeliver than the opposite.
بهتر است تعهد کمتری داشته باشیم و بیش از حد تحویل دهیم تا برعکس.
undercommit to the initial scope to allow for flexibility.
برای انعطافپذیری، به محدوده اولیه تعهد کمتری داشته باشید.
the team decided to undercommit to the feature set for the first release.
تیم تصمیم گرفت برای اولین انتشار، به مجموعه ویژگیها تعهد کمتری داشته باشد.
undercommit on deadlines to manage expectations effectively.
برای مدیریت انتظارات به طور موثر، در مورد مهلتها تعهد کمتری داشته باشید.
we should undercommit our bandwidth to ensure quality.
ما باید پهنای باند خود را به منظور اطمینان از کیفیت، کمتر متعهد کنیم.
undercommit to the number of attendees to avoid overcrowding.
برای جلوگیری از ازدحام، به تعداد شرکتکنندگان تعهد کمتری داشته باشید.
the sales team was instructed to undercommit on future sales figures.
به تیم فروش دستور داده شد که در مورد ارقام فروش آینده، تعهد کمتری داشته باشد.
undercommit to the number of tasks to avoid burnout.
برای جلوگیری از فرسودگی، به تعداد وظایف تعهد کمتری داشته باشید.
it’s a good strategy to undercommit and then exceed expectations.
یک استراتژی خوب این است که تعهد کمتری داشته باشید و سپس انتظارات را برآورده کنید.
undercommit resources
کمتعهد منابع
avoid undercommitting
از کمتعهد کردن خودداری کنید
don't undercommit
کمتعهد نکنید
undercommitted now
اکنون کمتعهد هستند
undercommit time
زمان را کمتعهد کنید
undercommitted team
تیم کمتعهد
undercommitting project
پروژه در حال کمتعهد است
undercommitted scope
دامنه کمتعهد
stop undercommitting
کمتعهد کردن را متوقف کنید
undercommit budget
بودجه را کمتعهد کنید
we need to undercommit resources to avoid overspending.
ما باید تخصیص منابع را کمتر متعهد کنیم تا از هزینهکردن بیش از حد جلوگیری کنیم.
the project manager advised us to undercommit on the timeline.
مدیر پروژه به ما توصیه کرد که در مورد جدول زمانی، تعهد کمتری داشته باشیم.
it's better to undercommit and overdeliver than the opposite.
بهتر است تعهد کمتری داشته باشیم و بیش از حد تحویل دهیم تا برعکس.
undercommit to the initial scope to allow for flexibility.
برای انعطافپذیری، به محدوده اولیه تعهد کمتری داشته باشید.
the team decided to undercommit to the feature set for the first release.
تیم تصمیم گرفت برای اولین انتشار، به مجموعه ویژگیها تعهد کمتری داشته باشد.
undercommit on deadlines to manage expectations effectively.
برای مدیریت انتظارات به طور موثر، در مورد مهلتها تعهد کمتری داشته باشید.
we should undercommit our bandwidth to ensure quality.
ما باید پهنای باند خود را به منظور اطمینان از کیفیت، کمتر متعهد کنیم.
undercommit to the number of attendees to avoid overcrowding.
برای جلوگیری از ازدحام، به تعداد شرکتکنندگان تعهد کمتری داشته باشید.
the sales team was instructed to undercommit on future sales figures.
به تیم فروش دستور داده شد که در مورد ارقام فروش آینده، تعهد کمتری داشته باشد.
undercommit to the number of tasks to avoid burnout.
برای جلوگیری از فرسودگی، به تعداد وظایف تعهد کمتری داشته باشید.
it’s a good strategy to undercommit and then exceed expectations.
یک استراتژی خوب این است که تعهد کمتری داشته باشید و سپس انتظارات را برآورده کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید