undercommit

[ایالات متحده]/[ˈʌndə(r)kəˈmɪt]/
[بریتانیا]/[ˈʌndərkəˈmɪt]/

ترجمه

v. قول دادن یا توافق با انجام کاری کمتر از توانایی‌های خود، یا عمداً محدود کردن تعهد خود.
v. (متعدی) عدم تخصیص کامل منابع یا تلاش به یک کار یا پروژه.
n. عملی از کم‌تعهد بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

undercommit resources

کم‌تعهد منابع

avoid undercommitting

از کم‌تعهد کردن خودداری کنید

don't undercommit

کم‌تعهد نکنید

undercommitted now

اکنون کم‌تعهد هستند

undercommit time

زمان را کم‌تعهد کنید

undercommitted team

تیم کم‌تعهد

undercommitting project

پروژه در حال کم‌تعهد است

undercommitted scope

دامنه کم‌تعهد

stop undercommitting

کم‌تعهد کردن را متوقف کنید

undercommit budget

بودجه را کم‌تعهد کنید

جملات نمونه

we need to undercommit resources to avoid overspending.

ما باید تخصیص منابع را کمتر متعهد کنیم تا از هزینه‌کردن بیش از حد جلوگیری کنیم.

the project manager advised us to undercommit on the timeline.

مدیر پروژه به ما توصیه کرد که در مورد جدول زمانی، تعهد کمتری داشته باشیم.

it's better to undercommit and overdeliver than the opposite.

بهتر است تعهد کمتری داشته باشیم و بیش از حد تحویل دهیم تا برعکس.

undercommit to the initial scope to allow for flexibility.

برای انعطاف‌پذیری، به محدوده اولیه تعهد کمتری داشته باشید.

the team decided to undercommit to the feature set for the first release.

تیم تصمیم گرفت برای اولین انتشار، به مجموعه ویژگی‌ها تعهد کمتری داشته باشد.

undercommit on deadlines to manage expectations effectively.

برای مدیریت انتظارات به طور موثر، در مورد مهلت‌ها تعهد کمتری داشته باشید.

we should undercommit our bandwidth to ensure quality.

ما باید پهنای باند خود را به منظور اطمینان از کیفیت، کمتر متعهد کنیم.

undercommit to the number of attendees to avoid overcrowding.

برای جلوگیری از ازدحام، به تعداد شرکت‌کنندگان تعهد کمتری داشته باشید.

the sales team was instructed to undercommit on future sales figures.

به تیم فروش دستور داده شد که در مورد ارقام فروش آینده، تعهد کمتری داشته باشد.

undercommit to the number of tasks to avoid burnout.

برای جلوگیری از فرسودگی، به تعداد وظایف تعهد کمتری داشته باشید.

it’s a good strategy to undercommit and then exceed expectations.

یک استراتژی خوب این است که تعهد کمتری داشته باشید و سپس انتظارات را برآورده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید