overcontrolling

[ایالات متحده]/[ˌoʊvərˈkɒntrəʊlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌoʊvərˈkɒntroʊlɪŋ]/

ترجمه

adj. کنترل‌کننده‌ی بیش از حد؛ تمایل دار به حاکمیت یا تنظیم بیش از حد.
v. (در مورد یک فرد) کنترل‌کننده‌ی بیش از حد.
adv. به شکل کنترل‌کننده‌ی بیش از حد.

عبارات و ترکیب‌ها

overcontrolling parent

والد کنترل‌گر بیش از حد

overcontrolling behavior

رفتار کنترل‌گر بیش از حد

being overcontrolling

بودن کنترل‌گر بیش از حد

overcontrolling nature

طبیعت کنترل‌گر بیش از حد

overcontrolling tendencies

میل‌های کنترل‌گر بیش از حد

was overcontrolling

بود کنترل‌گر بیش از حد

too overcontrolling

بیش از حد کنترل‌گر

overcontrolling boss

مربی کنترل‌گر بیش از حد

stop overcontrolling

توقف از کنترل‌گری بیش از حد

overcontrolling spouse

همسر کنترل‌گر بیش از حد

جملات نمونه

her overcontrolling nature stifled his creativity and ambition.

طبیعت او که بیش از حد کنترل می‌کرد، خلاقیت و طمع او را خاموش کرد.

we need to address the overcontrolling manager's behavior in the team.

ما باید رفتار مدیر بیش از حد کنترل کننده در تیم را مورد بحث قرار دهیم.

the overcontrolling parent created a stressful environment for their child.

والد بیش از حد کنترل کننده، محیطی استرس‌زا برای فرزندش ایجاد کرد.

avoid overcontrolling your employees; empower them to make decisions.

از کنترل بیش از حد کارکنان خود پرهیز کنید؛ آنها را توانمند کنید تا تصمیم‌گیری کنند.

his overcontrolling tendencies made it difficult to work with him.

خصلت‌های او که بیش از حد کنترل می‌کرد، کار کردن با او را دشوار کرد.

she realized her overcontrolling approach was pushing people away.

او متوجه شد که رویکرد بیش از حد کنترل‌کننده‌اش افراد را دور می‌زند.

the project failed due to the overcontrolling leadership style.

پروژه به دلیل سبک رهبری بیش از حد کنترل‌کننده فشل‌یافت.

it's important to balance guidance with avoiding overcontrolling behavior.

مهم است که راهنمایی را با پرهیز از رفتارهای بیش از حد کنترل‌کننده تعادل دهید.

the overcontrolling system restricted innovation and flexibility.

سیستم بیش از حد کنترل‌کننده نوآوری و انعطاف‌پذیری را محدود کرد.

we discussed the dangers of overcontrolling the marketing campaign.

ما خطرات کنترل بیش از حد کمپین بازاریابی را بحث کردیم.

the team felt suffocated by the overcontrolling supervision.

تیم احساس کرد که با نظارت بیش از حد کنترل‌کننده خنک می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید