overcrossing

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌkrɒsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌkrɔsɪŋ/

ترجمه

n. ساختاری که اجازه می‌دهد یک مسیر بر روی دیگری عبور کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

overcrossing bridge

پل عبور

overcrossing path

مسیر عبوری

overcrossing area

منطقه عبوری

overcrossing traffic

ترافیک عبوری

overcrossing structure

ساختار عبوری

overcrossing zone

ناحیه عبوری

overcrossing signal

سیگنال عبوری

overcrossing lane

بانده عبوری

overcrossing design

طراحی عبور

overcrossing point

نقطه عبور

جملات نمونه

the overcrossing was designed to improve pedestrian safety.

پل عبور و مرور برای بهبود ایمنی عابران پیاده طراحی شده است.

during rush hour, the overcrossing can get quite congested.

در ساعات شلوغی، پل عبور و مرور می‌تواند بسیار شلوغ شود.

they are planning to build a new overcrossing near the school.

آنها قصد دارند یک پل عبور و مرور جدید در نزدیکی مدرسه بسازند.

the overcrossing connects two busy highways.

پل عبور و مرور دو اتوبان پرتردد را به هم متصل می‌کند.

we walked along the overcrossing to avoid traffic.

ما برای جلوگیری از ترافیک در امتداد پل عبور و مرور قدم زدیم.

the overcrossing provides a shortcut for commuters.

پل عبور و مرور یک مسیر میانبر برای مسافران فراهم می‌کند.

there are beautiful views from the overcrossing.

از پل عبور و مرور منظره‌های زیبایی وجود دارد.

construction of the overcrossing was completed ahead of schedule.

ساختمان پل عبور و مرور زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.

the overcrossing is equipped with safety features for cyclists.

پل عبور و مرور مجهز به امکانات ایمنی برای دوچرخه سواران است.

local residents are concerned about the overcrossing's impact on traffic.

ساکنان محلی نگران تأثیر پل عبور و مرور بر ترافیک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید