overeats

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈriːts/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈiːts/

ترجمه

v. (به) بیش از حد خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

overeats often

اغراق در خوردن اغلب

overeats frequently

اغراق در خوردن به طور مکرر

overeats sometimes

اغراق در خوردن گاهی اوقات

overeats when stressed

اغراق در خوردن در زمان استرس

overeats during holidays

اغراق در خوردن در تعطیلات

overeats at parties

اغراق در خوردن در مهمانی‌ها

overeats at buffets

اغراق در خوردن در بوفه ها

overeats without thinking

اغراق در خوردن بدون فکر کردن

overeats during meals

اغراق در خوردن در زمان صرف غذا

جملات نمونه

he often overeats during the holidays.

او اغلب در طول تعطیلات بیش از حد غذا می‌خورد.

she tends to overeat when she's stressed.

او معمولاً وقتی استرس دارد، بیش از حد غذا می‌خورد.

if you overeat, you might feel uncomfortable later.

اگر بیش از حد غذا بخورید، ممکن است بعداً احساس ناراحتی کنید.

it's easy to overeat at buffets.

در مهمانی‌ها و بافه‌ها، خوردن بیش از حد آسان است.

he regrets it every time he overeats.

هر بار که بیش از حد غذا می‌خورد، پشیمان می‌شود.

many people overeat without realizing it.

بسیاری از مردم بدون اینکه متوجه شوند، بیش از حد غذا می‌خورند.

she tries to avoid situations where she might overeat.

او سعی می‌کند از موقعیت‌هایی که ممکن است بیش از حد غذا بخورد، اجتناب کند.

overeating can lead to health problems.

بیش از حد غذا خوردن می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

he always feels tired after he overeats.

او همیشه بعد از اینکه بیش از حد غذا می‌خورد، احساس خستگی می‌کند.

to stay healthy, try not to overeat.

برای سالم ماندن، سعی کنید بیش از حد غذا نخورید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید