overfulfilled

[ایالات متحده]/ˌəʊvəfɪlˈfɪld/
[بریتانیا]/ˌoʊvərfɪlˈfɪld/

ترجمه

vt. فراتر از مقدار لازم یا مورد انتظار برآورده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overfulfilled orders

سفارشات فراتر از حد انتظار

overfulfilled expectations

انتظارات فراتر از حد

overfulfilled requirements

الزامات فراتر از حد

overfulfilled goals

اهداف فراتر از حد

overfulfilled targets

اهداف فراتر از حد

overfulfilled commitments

متعهدیت‌های فراتر از حد

overfulfilled promises

وعده‌های فراتر از حد

overfulfilled plans

برنامه‌های فراتر از حد

overfulfilled needs

نیازهای فراتر از حد

overfulfilled capacity

ظرفیت فراتر از حد

جملات نمونه

she overfulfilled her sales quota this quarter.

او فراتر از حد تعیین شده، سهم فروش خود را در این فصل به انجام رساند.

the project was overfulfilled ahead of schedule.

پروژه زودتر از موعد مقرر به طور کامل انجام شد.

he overfulfilled his obligations to the team.

او فراتر از وظایف خود به تیم عمل کرد.

they overfulfilled their fundraising goals this year.

آنها اهداف جمع‌آوری کمک‌های مالی خود را امسال فراتر از حد مورد انتظار به انجام رساندند.

our production capacity was overfulfilled last month.

ظرفیت تولید ما ماه گذشته فراتر از حد مورد انتظار بود.

the company overfulfilled customer expectations.

شرکت انتظارات مشتریان را فراتر از حد مورد انتظار برآورده کرد.

she felt proud to have overfulfilled her duties.

او احساس افتخار کرد که وظایف خود را به خوبی انجام داده است.

the event was overfulfilled with attendees.

محل برگزاری رویداد با حضورکنندگان بیش از حد مورد انتظار پر شده بود.

our team overfulfilled the requirements set by management.

تیم ما الزامات تعیین شده توسط مدیریت را به خوبی انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید