overgrew

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈɡruː/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈɡruː/

ترجمه

v. گذشته‌ی overgrow

عبارات و ترکیب‌ها

overgrew the garden

فضای باغ را فرا گرفت

overgrew the fence

نرده‌ها را فرا گرفت

overgrew the path

مسیر را فرا گرفت

overgrew the space

فضای خالی را فرا گرفت

overgrew the area

منطقه را فرا گرفت

overgrew the limits

محدودیت‌ها را فرا گرفت

overgrew the yard

حیاط را فرا گرفت

overgrew the plot

قطعه زمین را فرا گرفت

overgrew the boundaries

مرزها را فرا گرفت

جملات نمونه

the plant overgrew its pot and needed to be repotted.

گیاه از گلدان بزرگتر شد و نیاز به تعویض گلدان داشت.

his ambitions overgrew his capabilities, leading to disappointment.

جاه‌طلبی‌های او از توانایی‌هایش پیشی گرفت و منجر به ناامیدی شد.

the city overgrew its infrastructure, causing traffic issues.

شهر از زیرساخت‌های خود پیشی گرفت و باعث مشکلات ترافیکی شد.

as the children overgrew their clothes, it was time for new ones.

با توجه به اینکه کودکان از لباس‌هایشان بزرگتر شده بودند، وقت آن بود که لباس‌های جدید بخرند.

the weeds overgrew the garden, making it look untidy.

علف‌های هرز باغ را فرا گرفتند و آن را نامرتب نشان دادند.

the company overgrew its original mission and lost focus.

شرکت از مأموریت اصلی خود پیشی گرفت و تمرکز خود را از دست داد.

his ego overgrew, making him difficult to work with.

خودخواهی او افزایش یافت و باعث شد با او کار کردن دشوار باشد.

the tree overgrew the fence, creating a privacy issue.

درخت از حصار بزرگتر شد و مشکل حریم خصوصی ایجاد کرد.

as the project overgrew its budget, we had to make cuts.

با توجه به اینکه پروژه از بودجه‌اش پیشی گرفت، مجبور به کاهش هزینه‌ها شدیم.

the community overgrew its resources, leading to scarcity.

جامعه از منابع خود پیشی گرفت و منجر به کمبود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید