overlaid

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈleɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را پوشاندن یا روی چیزی قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overlaid image

تصویر روی‌هم‌انداخته

overlaid text

متن روی‌هم‌انداخته

overlaid design

طراحی روی‌هم‌انداخته

overlaid pattern

الگو روی‌هم‌انداخته

overlaid layer

لایه روی‌هم‌انداخته

overlaid graphics

گرافیک روی‌هم‌انداخته

overlaid effect

اثر روی‌هم‌انداخته

overlaid colors

رنگ‌های روی‌هم‌انداخته

overlaid video

ویدیو روی‌هم‌انداخته

overlaid elements

عناصر روی‌هم‌انداخته

جملات نمونه

the map was overlaid with a grid for better navigation.

نقشه با یک شبکه برای ناوبری بهتر پوشانده شده بود.

her artwork was overlaid with vibrant colors.

هنر او با رنگ‌های زنده پوشانده شده بود.

the text was overlaid on the image to enhance clarity.

متن روی تصویر قرار داده شد تا وضوح آن افزایش یابد.

snow was overlaid on the ground, creating a winter wonderland.

برف روی زمین قرار گرفت و یک سرزمین شگفت‌انگیز زمستانی ایجاد کرد.

the video was overlaid with subtitles for better understanding.

زیرنویس روی ویدیو قرار داده شد تا درک آن بهتر شود.

the design was overlaid with a transparent layer.

طرح با یک لایه شفاف پوشانده شده بود.

the data points were overlaid on the chart for comparison.

نقاط داده روی نمودار قرار داده شدند تا مقایسه شود.

her voice was overlaid with music during the performance.

صدای او در طول اجرا با موسیقی پوشانده شده بود.

the fabric was overlaid with lace for a delicate touch.

پارچه با گلدوزی پوشانده شده بود تا ظاهری لطیف داشته باشد.

the cityscape was overlaid with a layer of fog.

منظره شهری با لایه ای از مه پوشانده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید