imposed sanctions
تحریم اعمال کرد
imposed restrictions
محدودیت اعمال کرد
imposed curfew
تعطیلات تحمیل کرد
imposed a fine
جریمه اعمال کرد
imposed a ban
ممنوعیت اعمال کرد
impose on
تحمیل بر
impose a fine
جریمه اعمال کند
sanctions imposed on the country
تحریمهای تحمیل شده به کشور
taxes imposed on imported goods
مالیاتهای تحمیل شده بر کالاهای وارداتی
rules imposed by the government
قوانینی که توسط دولت وضع شده است
restrictions imposed on travel
محدودیتهای اعمال شده بر سفر
penalties imposed for breaking the law
جریمههای اعمال شده برای نقض قانون
tariffs imposed on foreign products
تعرفههای اعمال شده بر محصولات خارجی
regulations imposed on businesses
مقررات اعمال شده بر کسب و کارها
conditions imposed for approval
شرایط اعمال شده برای تایید
limitations imposed on internet usage
محدودیتهای اعمال شده بر استفاده از اینترنت
fines imposed for late payments
جریمههای اعمال شده برای پرداختهای دیر
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید