overnight

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈnaɪt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈnaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در طول شب; بسیار سریع
adj. lasting تمام شب، ناگهانی.

عبارات و ترکیب‌ها

stay overnight

ماندن شبانه روز

overnight delivery

تحویل شبانه روزی

overnight success

موفقیت شبانه روزی

overnight stay

اقامت شبانه روزی

جملات نمونه

an overnight trip; an overnight guest.

یک سفر یک شبه؛ مهمان یک شبه

make an overnight stop

توقف یک شبه

Tom became an overnight celebrity.

تام یک شبه به شهرت رسید.

an overnight stay at a luxury hotel.

یک اقامت یک شبه در یک هتل لوکس

overnighting at a country inn.

اقامت یک شبه در یک مهمانخانه روستایی.

we had heavy overnight rain.

ما باران شدید یک شبه داشتیم.

he should be kept in overnight for a second operation.

او باید یک شبه برای یک عمل جراحی دوم نگه داشته شود.

soak the beans overnight in water.

لوبیاها را یک شب در آب خیس کنید.

chasing the rainbow of overnight success.

تعقیب رنگین کمان موفقیت یک شبه.

She stayed overnight in the hotel.

او یک شبه در هتل اقامت کرد.

She took the overnight train to New York.

او قطار یک شبه را به سمت نیویورک برد.

The show was an overnight success on Broadway.

نمایش یک شبه در برادوی موفقیت بزرگی کسب کرد.

England were 15 for 3 overnight, with Stewart and Russell at the crease.

انگلیس یک شبه 15 برای 3 بود، با استوارت و راسل در حال ضربه زدن.

almost overnight the Arctic was denuded of animals.

تقریباً یک شبه، قطب شمال از حیوانات تهی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید