rush hour
اوقات شلوغ
working hours
ساعات کاری
hourglass
شیشه ساعت
hourly rate
نرخ ساعتی
an hour
یک ساعت
half an hour
نیم ساعت
per hour
در ساعت
by the hour
به ازای ساعت
hour after hour
ساعت به ساعت
earth hour
ساعت زمین
a half hour
نیم ساعت
eleventh hour
ساعت یازدهم
at all hours
در تمام ساعات
happy hour
ساعت خوش
on the hour
در زمان مشخص
class hour
ساعت کلاس
of the hour
در زمان
lunch hour
ساعت ناهار
last hour
ساعت گذشته
kilometres per hour
کیلومتر در ساعت
zero hour
ساعت صفر
hour hand
نشانگر ساعت
their hour of need.
نیاز آنها
It's an hour long.
ساعتی طول می کشد.
a lonesome hour at the bar.
یک ساعت تنهایی در بار.
an hour before sunrise.
یک ساعت قبل از طلوع خورشید.
an hour to oar the strait.
یک ساعت برای پارو کردن آبراه.
It's only an hour away.
فقط یک ساعت با آن فاصله دارد.
allow an hour or so for driving.
اجازه دهید یک ساعت یا بیشتر برای رانندگی.
an hour of boring burble.
یک ساعت غرغره خسته کننده.
the first hour of extrauterine life.
اولین ساعت زندگی خارج از رحم.
a 35-hour week with flexitime.
یک هفته 35 ساعته با انعطاف پذیری.
the hours went by .
ساعت ها گذشت.
York is within an hour's drive.
یورک در فاصله یک ساعت رانندگی است.
see you in an hour then.
سپس در عرض یک ساعت با شما ملاقات خواهم کرد.
work for hours at a stretch
ساعتی کار کنید.
The rush hour traffic is murder.
ترافیک ساعات شلوغ وحشتناک است.
an hour's recess at noon
یک ساعت استراحت در ظهر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید