party nightlong
شب طولانی جشن
dance nightlong
شب طولانی رقص
sing nightlong
شب طولانی آواز
talk nightlong
شب طولانی صحبت
celebrate nightlong
شب طولانی جشن گرفتن
dream nightlong
شب طولانی رویای دیدن
laugh nightlong
شب طولانی خندیدن
explore nightlong
شب طولانی کاوش کردن
enjoy nightlong
شب طولانی لذت بردن
wander nightlong
شب طولانی سرگردانی
we danced nightlong at the party.
ما شب تا صبح در مهمانی رقصیدیم.
she read her book nightlong without sleeping.
او بدون خواب شب تا صبح کتابش را خواند.
they talked nightlong about their dreams.
آنها شب تا صبح درباره رویاهایشان صحبت کردند.
the storm raged nightlong, keeping us awake.
طوفان شب تا صبح خشمگین بود و ما را بیدار نگه داشت.
he studied nightlong for the big exam.
او شب تا صبح برای امتحان بزرگ مطالعه کرد.
we celebrated nightlong after the victory.
ما بعد از پیروزی شب تا صبح جشن گرفتیم.
she sang nightlong at the karaoke bar.
او شب تا صبح در بار کارائوکه آواز خواند.
the campfire burned nightlong, providing warmth.
آتش کمپ شب تا صبح سوخت و گرما بخشید.
they played games nightlong during the sleepover.
آنها شب تا صبح در مهمانی بازی کردند.
we watched movies nightlong on the couch.
ما شب تا صبح فیلم تماشا کردیم روی مبل.
party nightlong
شب طولانی جشن
dance nightlong
شب طولانی رقص
sing nightlong
شب طولانی آواز
talk nightlong
شب طولانی صحبت
celebrate nightlong
شب طولانی جشن گرفتن
dream nightlong
شب طولانی رویای دیدن
laugh nightlong
شب طولانی خندیدن
explore nightlong
شب طولانی کاوش کردن
enjoy nightlong
شب طولانی لذت بردن
wander nightlong
شب طولانی سرگردانی
we danced nightlong at the party.
ما شب تا صبح در مهمانی رقصیدیم.
she read her book nightlong without sleeping.
او بدون خواب شب تا صبح کتابش را خواند.
they talked nightlong about their dreams.
آنها شب تا صبح درباره رویاهایشان صحبت کردند.
the storm raged nightlong, keeping us awake.
طوفان شب تا صبح خشمگین بود و ما را بیدار نگه داشت.
he studied nightlong for the big exam.
او شب تا صبح برای امتحان بزرگ مطالعه کرد.
we celebrated nightlong after the victory.
ما بعد از پیروزی شب تا صبح جشن گرفتیم.
she sang nightlong at the karaoke bar.
او شب تا صبح در بار کارائوکه آواز خواند.
the campfire burned nightlong, providing warmth.
آتش کمپ شب تا صبح سوخت و گرما بخشید.
they played games nightlong during the sleepover.
آنها شب تا صبح در مهمانی بازی کردند.
we watched movies nightlong on the couch.
ما شب تا صبح فیلم تماشا کردیم روی مبل.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید