The joy overpays the toil.
شادی، تلاش را جبران میکند.
We overpay the invoice by $245.
ما صورتحساب را 245 دلار بیش از حد پرداخت میکنیم.
Many customers feel like they overpay for their monthly phone bills.
بسیاری از مشتریان احساس میکنند که برای قبض تلفن ماهانه خود زیاد پرداخت میکنند.
It's important to research prices before making a big purchase to avoid overpaying.
قبل از خرید بزرگ، تحقیق در مورد قیمتها برای جلوگیری از پرداخت بیش از حد مهم است.
Some people are willing to overpay for convenience and quality.
برخی افراد مایلند برای راحتی و کیفیت بیش از حد پرداخت کنند.
I realized I had overpaid for the item after finding it cheaper at another store.
پس از یافتن آن ارزانتر در فروشگاه دیگر، متوجه شدم که برای آن بیش از حد پرداخت کردهام.
The company was accused of overpaying their executives while cutting costs in other areas.
شرکت متهم به پرداخت بیش از حد به مدیران اجرایی خود در حالی که هزینهها را در سایر زمینهها کاهش میداد، شد.
She didn't want to overpay for the designer handbag, so she waited for a sale.
او نمیخواست برای کیف دستی طراحان زیاد پرداخت کند، بنابراین منتظر فروش ماند.
The government audit revealed that taxpayers had overpaid millions of dollars in benefits.
بازرسی دولتی نشان داد که مالیاتدهندگان میلیونها دلار در مزایا بیش از حد پرداخت کردهاند.
Don't be afraid to negotiate the price if you feel like you're being asked to overpay.
اگر احساس میکنید از شما خواسته میشود بیش از حد پرداخت کنید، از مذاکره در مورد قیمت نترسید.
The actress was criticized for overpaying for a simple meal at a fancy restaurant.
بازیگر به خاطر پرداخت بیش از حد برای یک وعده غذای ساده در یک رستوران مجلل مورد انتقاد قرار گرفت.
He regretted overpaying for the concert tickets when he saw them being sold for half the price online.
او از پرداخت بیش از حد برای بلیطهای کنسرت پشیمان بود، وقتی دید آنها به قیمت نصف آنلاین فروخته میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید