overpraised artist
هنرمند اغراقآمیز
overpraised performance
اجرای اغراقآمیز
overpraised work
کار اغراقآمیز
overpraised talent
استعداد اغراقآمیز
overpraised film
فیلم اغراقآمیز
overpraised book
کتاب اغراقآمیز
overpraised musician
موسیقیدان اغراقآمیز
overpraised leader
رهبر اغراقآمیز
overpraised idea
ایده اغراقآمیز
overpraised achievement
دستاوردهای اغراقآمیز
some critics believe that the movie was overpraised by audiences.
برخی از منتقدان معتقدند که فیلم بیش از حد مورد تحسین قرار گرفته است.
he felt that his achievements were overpraised by his peers.
او احساس میکرد که دستاوردهای او بیش از حد مورد تحسین همتایانش قرار گرفته است.
overpraised performances can lead to unrealistic expectations.
اجراهای بیش از حد مورد تحسین میتوانند منجر به انتظارات غیرواقعی شوند.
in her opinion, the artist's work was overpraised and not that impressive.
به نظر او، آثار هنرمند بیش از حد مورد تحسین قرار گرفته و آنقدرها هم چشمگیر نبودند.
he was tired of being overpraised for every little thing he did.
او از اینکه برای هر کاری که انجام میداد، بیش از حد مورد تحسین قرار میگرفت خسته شده بود.
the book was overpraised, leading to disappointment among readers.
کتاب بیش از حد مورد تحسین قرار گرفت که منجر به ناامیدی در بین خوانندگان شد.
some athletes feel that their talents are often overpraised.
برخی از ورزشکاران احساس میکنند که استعدادهایشان اغلب بیش از حد مورد تحسین قرار میگیرند.
overpraised products may not meet consumer expectations.
محصولات بیش از حد مورد تحسین ممکن است انتظارات مصرفکنندگان را برآورده نکنند.
she warned that overpraised trends could quickly fade away.
او هشدار داد که روندهای بیش از حد مورد تحسین ممکن است به سرعت از بین بروند.
the chef's dishes were overpraised by food critics.
غذاهای سرآشپز بیش از حد مورد تحسین منتقدان غذا قرار گرفتند.
overpraised artist
هنرمند اغراقآمیز
overpraised performance
اجرای اغراقآمیز
overpraised work
کار اغراقآمیز
overpraised talent
استعداد اغراقآمیز
overpraised film
فیلم اغراقآمیز
overpraised book
کتاب اغراقآمیز
overpraised musician
موسیقیدان اغراقآمیز
overpraised leader
رهبر اغراقآمیز
overpraised idea
ایده اغراقآمیز
overpraised achievement
دستاوردهای اغراقآمیز
some critics believe that the movie was overpraised by audiences.
برخی از منتقدان معتقدند که فیلم بیش از حد مورد تحسین قرار گرفته است.
he felt that his achievements were overpraised by his peers.
او احساس میکرد که دستاوردهای او بیش از حد مورد تحسین همتایانش قرار گرفته است.
overpraised performances can lead to unrealistic expectations.
اجراهای بیش از حد مورد تحسین میتوانند منجر به انتظارات غیرواقعی شوند.
in her opinion, the artist's work was overpraised and not that impressive.
به نظر او، آثار هنرمند بیش از حد مورد تحسین قرار گرفته و آنقدرها هم چشمگیر نبودند.
he was tired of being overpraised for every little thing he did.
او از اینکه برای هر کاری که انجام میداد، بیش از حد مورد تحسین قرار میگرفت خسته شده بود.
the book was overpraised, leading to disappointment among readers.
کتاب بیش از حد مورد تحسین قرار گرفت که منجر به ناامیدی در بین خوانندگان شد.
some athletes feel that their talents are often overpraised.
برخی از ورزشکاران احساس میکنند که استعدادهایشان اغلب بیش از حد مورد تحسین قرار میگیرند.
overpraised products may not meet consumer expectations.
محصولات بیش از حد مورد تحسین ممکن است انتظارات مصرفکنندگان را برآورده نکنند.
she warned that overpraised trends could quickly fade away.
او هشدار داد که روندهای بیش از حد مورد تحسین ممکن است به سرعت از بین بروند.
the chef's dishes were overpraised by food critics.
غذاهای سرآشپز بیش از حد مورد تحسین منتقدان غذا قرار گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید