| جمع | overscores |
overscore text
متن بیشنمونه
overscore symbol
نماد بیشنمونه
overscore function
تابع بیشنمونه
overscore notation
نمای بیشنمونه
overscore element
عنصر بیشنمونه
overscore value
مقدار بیشنمونه
overscore character
حرف بیشنمونه
overscore line
خط بیشنمونه
overscore mark
علامت بیشنمونه
overscore code
کد بیشنمونه
we need to overscore the importance of teamwork.
ما نیاز داریم اهمیت کار گروهی را بیش از حد نشان دهیم.
he tends to overscore his achievements in interviews.
او معمولاً تمایل دارد دستاورد های خود را در مصاحلات بیش از حد نشان دهد.
it's easy to overscore minor details in a presentation.
در یک ارائه، بیان جزئیات جزئی را بیش از حد نشان دادن آسان است.
don't overscore the challenges we face; focus on solutions.
چالش هایی که با آنها روبرو هستیم را بیش از حد نشان ندهید؛ بر راه حل ها تمرکز کنید.
she tends to overscore her points in discussions.
او معمولاً تمایل دارد نکات خود را در بحث ها بیش از حد نشان دهد.
we should not overscore the risks involved in this project.
ما نباید خطرات مرتبط با این پروژه را بیش از حد نشان دهیم.
he tried to overscore the benefits of the new policy.
او سعی کرد مزایای سیاست جدید را بیش از حد نشان دهد.
in her report, she overscored the potential impacts.
در گزارش او، تأثیرات بالقوه بیش از حد نشان داده شد.
overscore text
متن بیشنمونه
overscore symbol
نماد بیشنمونه
overscore function
تابع بیشنمونه
overscore notation
نمای بیشنمونه
overscore element
عنصر بیشنمونه
overscore value
مقدار بیشنمونه
overscore character
حرف بیشنمونه
overscore line
خط بیشنمونه
overscore mark
علامت بیشنمونه
overscore code
کد بیشنمونه
we need to overscore the importance of teamwork.
ما نیاز داریم اهمیت کار گروهی را بیش از حد نشان دهیم.
he tends to overscore his achievements in interviews.
او معمولاً تمایل دارد دستاورد های خود را در مصاحلات بیش از حد نشان دهد.
it's easy to overscore minor details in a presentation.
در یک ارائه، بیان جزئیات جزئی را بیش از حد نشان دادن آسان است.
don't overscore the challenges we face; focus on solutions.
چالش هایی که با آنها روبرو هستیم را بیش از حد نشان ندهید؛ بر راه حل ها تمرکز کنید.
she tends to overscore her points in discussions.
او معمولاً تمایل دارد نکات خود را در بحث ها بیش از حد نشان دهد.
we should not overscore the risks involved in this project.
ما نباید خطرات مرتبط با این پروژه را بیش از حد نشان دهیم.
he tried to overscore the benefits of the new policy.
او سعی کرد مزایای سیاست جدید را بیش از حد نشان دهد.
in her report, she overscored the potential impacts.
در گزارش او، تأثیرات بالقوه بیش از حد نشان داده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید