overtop

[ایالات متحده]/əʊvəˈtɒp/
[بریتانیا]/oʊvərˈtɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فراتر رفتن یا بر فراز قرار گرفتن; فراتر رفتن یا پیشی گرفتن
Word Forms
قسمت سوم فعلovertopped
زمان گذشتهovertopped
صفت یا فعل حال استمراریovertopping
شکل سوم شخص مفردovertops

عبارات و ترکیب‌ها

overtop the hill

بالای تپه

overtop the fence

بالای حصار

overtop the building

بالای ساختمان

overtop the wall

بالای دیوار

overtop the mountain

بالای کوه

overtop the tree

بالای درخت

overtop the roof

بالای سقف

overtop the landscape

بالای منظره

overtop the structure

بالای سازه

overtop the city

بالای شهر

جملات نمونه

the blanket overtopped the bed, creating a cozy atmosphere.

پوشش، تخت را فرا گرفت و فضایی دنج و دلپذیر ایجاد کرد.

she overtopped her previous record in the competition.

او رکورد قبلی خود را در مسابقه شکست.

the waves overtopped the seawall during the storm.

امواج در طول طوفان، دیوار ساحلی را فرا گرفتند.

the building overtopped the surrounding structures, making it a landmark.

ساختمان از سازه‌های اطراف بلندتر بود و آن را به یک نقطه عطف تبدیل کرد.

he overtopped his peers in academic performance.

او از همسالان خود در عملکرد تحصیلی پیشی گرفت.

the tree overtopped the fence, providing extra shade.

درخت از حصار بلندتر بود و سایه اضافی فراهم می‌کرد.

the mountain overtopped all others in the range.

کوه از همه کوه‌های دیگر در محدوده بلندتر بود.

her enthusiasm overtopped any doubts about the project.

اشتیاق او بر هر گونه تردید در مورد پروژه غلبه کرد.

the cake overtopped the mold, making it look impressive.

کیک از قالب بیرون زده بود و آن را چشمگیر نشان می‌داد.

he overtopped the others in the race with a strong finish.

او با یک پایان قوی، برتری خود را در مسابقه نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید