overexercised

[US]/ˌəʊvəˈeksəsaɪzd/
[UK]/ˌoʊvərˈeksərsaɪzd/

Translation

v. (pt.) فرم ماضی فعل overexercise، به معنای ورزش کردن به حد اعتیاد یا بیش از حد.
v. (pp.) فرم اسم فعل از overexercise، که در زمان کامل برای نشان دادن انجام ورزش به حد اعتیاد یا بیش از حد استفاده می‌شود.
v. ورزش کردن بیش از حد یا به صورت اعتیادی؛ آموزش یا آماده‌سازی بدن بیش از حد مورد نیاز.

Phrases & Collocations

overexercised muscles

عضلات بیش از حد تمرین داده شده

overexercised body

بدن بیش از حد تمرین داده شده

overexercised joints

مفاصل بیش از حد تمرین داده شده

overexercised heart

قلب بیش از حد تمرین داده شده

overexercised legs

پاهای بیش از حد تمرین داده شده

overexercised arms

بازوهای بیش از حد تمرین داده شده

being overexercised

بیش از حد تمرین دادن

overexercised pets

حیوانات خانگی بیش از حد تمرین داده شده

Example Sentences

the athlete overexercised his muscles during the intense training session.

ورزشکار در طول یک جلسه تمرینی شدید، عضلات خود را بیش از حد تمرین داد.

my golden retriever gets overexercised when we go hiking on weekends.

وقتی آخر هفته به پیاده‌روی می‌رویم، رتریور طلایی من بیش از حد خسته می‌شود.

the marathon runner overexercised her body and needed several days to recover.

ماراتن‌دو، بدن خود را بیش از حد خسته کرد و به چند روز برای بهبودی نیاز داشت.

doctors warn that overexercised hearts can lead to serious cardiac problems.

پزشکان هشدار می‌دهند که قلب‌های بیش از حد خسته می‌توانند منجر به مشکلات قلبی جدی شوند.

after the competition, the overexercised runner struggled to walk normally.

پس از مسابقه، دونده‌ای که بیش از حد خسته شده بود برای راه رفتن به طور معمول دچار مشکل شد.

the professional athlete overexercised his joints and developed chronic pain.

ورزشکار حرفه‌ای مفاصل خود را بیش از حد خسته کرد و درد مزمن را تجربه کرد.

pet owners should ensure their dogs do not become overexercised puppies.

صاحبان حیوانات خانگی باید اطمینان حاصل کنند که سگ‌های آن‌ها به تولپولی بیش از حد خسته تبدیل نمی‌شوند.

the fitness enthusiast overexercised her legs during the intense workout routine.

علاقه‌مند به تناسب اندام، پاهايش را در طول روتین تمرینی شدید بیش از حد خسته کرد.

she learned the hard way that an overexercised body needs proper rest.

او به سختی فهمید که بدن بیش از حد خسته به استراحت مناسب نیاز دارد.

the trainer noticed the overexercised athlete was showing signs of exhaustion.

مربی متوجه شد که ورزشکار بیش از حد خسته علائم خستگی را نشان می‌دهد.

an overexercised routine can do more harm than good to your health.

یک روتین بیش از حد خسته می‌تواند بیشتر از آنچه خوب است به سلامتی شما آسیب برساند.

the overexercised dog was panting heavily and needed immediate rest.

سگ بیش از حد خسته به شدت نفس می‌کشید و به استراحت فوری نیاز داشت.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now