overwatch

[ایالات متحده]/ˈəʊvəwɒtʃ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌwɑːtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مراقبت کردن یا پوشش دادن برای کسی

عبارات و ترکیب‌ها

overwatch team

تیم اوورواچ

overwatch player

بازیکن اوورواچ

overwatch league

لیگ اوورواچ

overwatch hero

قهرمان اوورواچ

overwatch game

بازی اوورواچ

overwatch map

نقشه اوورواچ

overwatch strategy

استراتژی اوورواچ

overwatch event

رویداد اوورواچ

overwatch skin

پوست اوورواچ

overwatch update

به‌روزرسانی اوورواچ

جملات نمونه

she decided to play overwatch with her friends.

او تصمیم گرفت با دوستانش اورواتچ بازی کند.

overwatch has a diverse cast of characters.

اورواتچ دارای مجموعه‌ای متنوع از شخصیت‌ها است.

he is known for his exceptional skills in overwatch.

او به خاطر مهارت‌های استثنایی خود در اورواتچ شناخته شده است.

they organized an overwatch tournament at the gaming center.

آنها یک تورنمنت اورواتچ را در مرکز بازی برگزار کردند.

many players enjoy the competitive nature of overwatch.

بسیاری از بازیکنان از ماهیت رقابتی اورواتچ لذت می‌برند.

overwatch requires teamwork and strategy to win.

اورواتچ برای برنده شدن به کار گروهی و استراتژی نیاز دارد.

she streams her overwatch gameplay on twitch.

او گیم پلی اورواتچ خود را در توییچ پخش می‌کند.

overwatch has frequent updates and new content.

اورواتچ به‌روزرسانی‌ها و محتوای جدید دارد.

he is a top-ranked player in overwatch.

او یک بازیکن با رتبه بالا در اورواتچ است.

overwatch has a dedicated fanbase around the world.

اورواتچ دارای یک طرفدار وفادار در سراسر جهان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید