overwatching

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌwɒtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌwɑːtʃɪŋ/

ترجمه

v. محافظت کردن یا تأمین آتش پوششی

عبارات و ترکیب‌ها

overwatching team

گروه نظارت

overwatching process

فرآیند نظارت

overwatching mission

ماموریت نظارت

overwatching area

منطقه نظارت

overwatching duties

وظایف نظارتی

overwatching operations

عملیات نظارتی

overwatching activities

فعالیت‌های نظارتی

overwatching personnel

پرسنل نظارتی

overwatching security

امنیت نظارتی

overwatching performance

عملکرد نظارتی

جملات نمونه

she spent the afternoon overwatching the children play in the park.

او بعد از ظهر مشغول نظارت بر بازی کودکان در پارک بود.

the manager is overwatching the project to ensure everything runs smoothly.

مدیر در حال نظارت بر پروژه است تا اطمینان حاصل شود همه چیز به خوبی پیش می رود.

he enjoys overwatching the wildlife in the nature reserve.

او از نظارت بر حیات وحش در منطقه حفاظت شده لذت می برد.

the teacher is overwatching the students during the exam.

معلم در حال نظارت بر دانش آموزان در طول امتحان است.

overwatching the construction site is essential for safety.

نظارت بر محل ساخت و ساز برای ایمنی ضروری است.

the security team is overwatching the premises 24/7.

تیم امنیتی 24 ساعته و 7 روز هفته در حال نظارت بر محوطه است.

she took her role of overwatching the team very seriously.

او نقش نظارت بر تیم را بسیار جدی گرفت.

overwatching the event helped her spot potential issues early.

نظارت بر رویداد به او کمک کرد تا مشکلات احتمالی را زودتر شناسایی کند.

he was responsible for overwatching the training sessions.

او مسئولیت نظارت بر جلسات آموزشی را بر عهده داشت.

the parent volunteers are overwatching the field trip.

داوطلبان والدین در حال نظارت بر سفر تحصیلی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید