overweighted assets
داراییهای بیش از حد وزندار
overweighted portfolio
پورتفولیوی بیش از حد وزندار
overweighted position
موقعیت بیش از حد وزندار
overweighted sectors
بخشهای بیش از حد وزندار
overweighted stocks
سهام بیش از حد وزندار
overweighted market
بازار بیش از حد وزندار
overweighted holdings
نگهداریهای بیش از حد وزندار
overweighted investments
سرمایهگذاریهای بیش از حد وزندار
overweighted risks
ریسکهای بیش از حد وزندار
overweighted indicators
شاخصهای بیش از حد وزندار
she felt overweighted by the responsibilities of her new job.
او احساس میکرد که مسئولیتهای شغل جدیدش او را تحت فشار قرار داده است.
the team was overweighted with too many projects at once.
تیم با پروژههای زیاد در یک زمان تحت فشار بود.
he was overweighted with emotional baggage from his past.
او با بار عاطفی از گذشتهاش تحت فشار بود.
overweighted decisions can lead to poor outcomes.
تصمیمات تحت فشار میتوانند منجر به نتایج ضعیف شوند.
the report showed that the company was overweighted in debt.
گزارش نشان داد که شرکت در بدهی بیش از حد است.
she realized she was overweighted with expectations from her family.
او متوجه شد که انتظارات خانوادهاش او را تحت فشار قرار داده است.
being overweighted with work can affect your health.
اینکه با حجم زیاد کار تحت فشار باشید میتواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.
he felt overweighted by the constant pressure to succeed.
او احساس میکرد که فشار مداوم برای موفقیت او را تحت فشار قرار داده است.
the project manager was overweighted with conflicting priorities.
مدیر پروژه با اولویتهای متناقض تحت فشار بود.
overweighted emotions can cloud your judgment.
احساسات تحت فشار میتوانند قضاوت شما را مختل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید