| جمع | pablums |
pablum for thought
غذا دادن به تفکر
pablum of ideas
غذا دادن به ایدهها
pablum-like content
محتوای شبیه به پابلوم
pablum for children
غذا دادن به کودکان
pablum journalism
روزنامهنگاری پابلوم
pablum entertainment
سرگرمی پابلوم
pablum speeches
سخنرانیهای پابلوم
pablum literature
ادبیات پابلوم
pablum ideas
ایدههای پابلوم
pablum analysis
تحلیل پابلوم
his speech was filled with pablum that failed to inspire anyone.
سخنرانی او مملو از سخنان سطحی بود که نتوانست هیچکس را الهام بخشد.
many critics dismissed the novel as mere pablum for children.
بسیاری از منتقدان رمان را صرفاً غذای ساده برای کودکان ارزیابی کردند.
the documentary was criticized for its pablum approach to serious issues.
مستند به دلیل رویکرد سطحی خود به مسائل جدی مورد انتقاد قرار گرفت.
she prefers books that challenge her thinking rather than pablum.
او ترجیح میدهد کتابهایی را بخواند که تفکراتش را به چالش بکشد، نه سخنان سطحی.
the politician's pablum rhetoric did not resonate with the audience.
سخنان سطحی سیاستمدار با مخاطبان همخوانی نداشت.
critics argue that much of modern media is just pablum.
منتقدان استدلال میکنند که بخش زیادی از رسانههای مدرن صرفاً سخنان سطحی است.
his review was filled with pablum and lacked any real analysis.
نقد او مملو از سخنان سطحی بود و فاقد هرگونه تحلیل واقعی بود.
they are tired of pablum and want more substantive discussions.
آنها از سخنان سطحی خسته شدهاند و میخواهند بحثهای معنادارتری داشته باشند.
the advertisement was criticized for its pablum message.
تبلیغات به دلیل پیام سطحیاش مورد انتقاد قرار گرفت.
in a world full of pablum, she seeks out deep and meaningful conversations.
در دنیایی پر از سخنان سطحی، او به دنبال مکالمات عمیق و معنادار میگردد.
pablum for thought
غذا دادن به تفکر
pablum of ideas
غذا دادن به ایدهها
pablum-like content
محتوای شبیه به پابلوم
pablum for children
غذا دادن به کودکان
pablum journalism
روزنامهنگاری پابلوم
pablum entertainment
سرگرمی پابلوم
pablum speeches
سخنرانیهای پابلوم
pablum literature
ادبیات پابلوم
pablum ideas
ایدههای پابلوم
pablum analysis
تحلیل پابلوم
his speech was filled with pablum that failed to inspire anyone.
سخنرانی او مملو از سخنان سطحی بود که نتوانست هیچکس را الهام بخشد.
many critics dismissed the novel as mere pablum for children.
بسیاری از منتقدان رمان را صرفاً غذای ساده برای کودکان ارزیابی کردند.
the documentary was criticized for its pablum approach to serious issues.
مستند به دلیل رویکرد سطحی خود به مسائل جدی مورد انتقاد قرار گرفت.
she prefers books that challenge her thinking rather than pablum.
او ترجیح میدهد کتابهایی را بخواند که تفکراتش را به چالش بکشد، نه سخنان سطحی.
the politician's pablum rhetoric did not resonate with the audience.
سخنان سطحی سیاستمدار با مخاطبان همخوانی نداشت.
critics argue that much of modern media is just pablum.
منتقدان استدلال میکنند که بخش زیادی از رسانههای مدرن صرفاً سخنان سطحی است.
his review was filled with pablum and lacked any real analysis.
نقد او مملو از سخنان سطحی بود و فاقد هرگونه تحلیل واقعی بود.
they are tired of pablum and want more substantive discussions.
آنها از سخنان سطحی خسته شدهاند و میخواهند بحثهای معنادارتری داشته باشند.
the advertisement was criticized for its pablum message.
تبلیغات به دلیل پیام سطحیاش مورد انتقاد قرار گرفت.
in a world full of pablum, she seeks out deep and meaningful conversations.
در دنیایی پر از سخنان سطحی، او به دنبال مکالمات عمیق و معنادار میگردد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید