the paceman
پستچیز
our pacemen
پستچیزهای ما
pacemen arrived
پستچیزها رسیدند
fast pacemen
پستچیزهای سریع
friendly pacemen
پستچیزهای دوستانه
wait for pacemen
برای پستچیزها صبر کن
local pacemen
پستچیزهای محلی
the pacemen came
پستچیزها آمدند
your paceman
پستچیز شما
pacemen deliver
پستچیزها تحویل میدهند
the team's fast bowlers are genuinely quick pacemen.
بازیکنان فاس میتوانند واقعاً سریع باشند.
opposing batsmen struggled against the hostile pacemen.
بازیکنان مخالف در برابر بازیکنان فاس دشمنانه دچار مشکل شدند.
the coach wants to groom young pacemen for the future.
مربی میخواهد بازیکنان فاس جوان را برای آینده آموزش دهد.
fiery pacemen often engage in verbal duels with batters.
بازیکنان فاس شعلهور معمولاً در جنگهای لفظی با بازیکنان مواجه میشوند.
damp pitches nullified the threat of the visiting pacemen.
چمنهای مرطوب تهدید بازیکنان فاس میزبان را خنثی کرد.
the new ball was handed to the opening pacemen.
کره جدید به بازیکنان فاس بازی اول داده شد.
injury concerns have sidelined three key pacemen recently.
محدودیتهای زخمی سه بازیکن فاس کلیدی را به طور اخیر به عقب برده است.
the pace attack relies heavily on these two strike pacemen.
حمله سرعت به طور چشمگیری به این دو بازیکن فاس ضربهزن وابسته است.
older pacemen must adapt their games as they age.
بازیکنان فاس باسن مجبورند با افزایش سن بازیهای خود را تطبیق دهند.
bounce provided by the tall pacemen troubled the top order.
پرتابهای ارتفاعی بازیکنان فاس بلند باعث ناراحتی ردههای بالا شد.
selectors are hunting for left-arm pacemen in the domestic circuit.
انتخابکنندگان در جستجوی بازیکنان فاس با دست چپ در مدار داخلی هستند.
raw pace from the caribbean pacemen terrified opponents in the 1980s.
سرعت خام از بازیکنان فاس کارائیبی در دهه 1980 دشمنان را وحشزده کرد.
the paceman
پستچیز
our pacemen
پستچیزهای ما
pacemen arrived
پستچیزها رسیدند
fast pacemen
پستچیزهای سریع
friendly pacemen
پستچیزهای دوستانه
wait for pacemen
برای پستچیزها صبر کن
local pacemen
پستچیزهای محلی
the pacemen came
پستچیزها آمدند
your paceman
پستچیز شما
pacemen deliver
پستچیزها تحویل میدهند
the team's fast bowlers are genuinely quick pacemen.
بازیکنان فاس میتوانند واقعاً سریع باشند.
opposing batsmen struggled against the hostile pacemen.
بازیکنان مخالف در برابر بازیکنان فاس دشمنانه دچار مشکل شدند.
the coach wants to groom young pacemen for the future.
مربی میخواهد بازیکنان فاس جوان را برای آینده آموزش دهد.
fiery pacemen often engage in verbal duels with batters.
بازیکنان فاس شعلهور معمولاً در جنگهای لفظی با بازیکنان مواجه میشوند.
damp pitches nullified the threat of the visiting pacemen.
چمنهای مرطوب تهدید بازیکنان فاس میزبان را خنثی کرد.
the new ball was handed to the opening pacemen.
کره جدید به بازیکنان فاس بازی اول داده شد.
injury concerns have sidelined three key pacemen recently.
محدودیتهای زخمی سه بازیکن فاس کلیدی را به طور اخیر به عقب برده است.
the pace attack relies heavily on these two strike pacemen.
حمله سرعت به طور چشمگیری به این دو بازیکن فاس ضربهزن وابسته است.
older pacemen must adapt their games as they age.
بازیکنان فاس باسن مجبورند با افزایش سن بازیهای خود را تطبیق دهند.
bounce provided by the tall pacemen troubled the top order.
پرتابهای ارتفاعی بازیکنان فاس بلند باعث ناراحتی ردههای بالا شد.
selectors are hunting for left-arm pacemen in the domestic circuit.
انتخابکنندگان در جستجوی بازیکنان فاس با دست چپ در مدار داخلی هستند.
raw pace from the caribbean pacemen terrified opponents in the 1980s.
سرعت خام از بازیکنان فاس کارائیبی در دهه 1980 دشمنان را وحشزده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید