padrone

[ایالات متحده]/pəˈdrəʊni/
[بریتانیا]/pəˈdroʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استاد یا صاحب؛ صاحب مهمان‌خانه؛ صاحب کشتی (زبان عامیانه)؛ سرپرست
Word Forms
جمعpadrones

عبارات و ترکیب‌ها

padrone della musica

استاد موسیقی

padrone di casa

صاحب خانه

padrone del gioco

آقای بازی

padrone della vita

آقای زندگی

padrone della mente

آقای ذهن

padrone della scena

آقای صحنه

padrone del tempo

آقای زمان

padrone del destino

آقای سرنوشت

padrone del cuore

آقای قلب

جملات نمونه

the padrone of the restaurant greeted us warmly.

صاحب رستوران با روی خوش به ما خوشامد گفت.

she works as a padrone in a small café.

او به عنوان صاحب یک کافه کوچک کار می کند.

the padrone is responsible for managing the staff.

صاحب مسئولیت مدیریت کارکنان را بر عهده دارد.

he was known as the padrone of the local music scene.

او به عنوان صاحب صحنه موسیقی محلی شناخته می شد.

the padrone offered us a special discount.

صاحب یک تخفیف ویژه به ما پیشنهاد داد.

many patrons admire the padrone's culinary skills.

بسیاری از مشتریان از مهارت های آشپزی صاحب تحسین می کنند.

the padrone gave us a tour of the kitchen.

صاحب ما را به یک تور از آشپزخانه برد.

as a padrone, he takes pride in his establishment.

به عنوان صاحب، او به موسسه خود افتخار می کند.

the padrone always remembers his regular customers.

صاحب همیشه مشتریان منظم خود را به یاد دارد.

the padrone has a unique way of creating a welcoming atmosphere.

صاحب راه منحصر به فردی برای ایجاد فضایی دلپذیر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید