pates

[ایالات متحده]/peɪts/
[بریتانیا]/peɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالای سر، به ویژه سر طاس

عبارات و ترکیب‌ها

pates de foie

کبد گوساله

pates brisées

خمیر پای

pates fraîches

خمیر تازه

pates à tartiner

خمیر پخش

pates alimentaires

خمیر خوراکی

pates au chocolat

خمیر شکلاتی

pates à l'ail

خمیر سیر

pates à l'eau

خمیر آب

جملات نمونه

she pates her dog gently to show affection.

او به آرامی سگ خود را نوازش می‌کند تا محبت خود را نشان دهد.

the chef pates the mixture to ensure it's smooth.

سرآشپز مخلوط را هم می‌زند تا مطمئن شود صاف است.

he pates the paint on the canvas with precision.

او با دقت رنگ را روی بوم می‌مالد.

after the workout, she pates her forehead to wipe off sweat.

بعد از تمرین، او پیشانی خود را نوازش می‌کند تا عرق را پاک کند.

the teacher pates the students on the back for their hard work.

معلم از تلاش آن‌ها تشکر می‌کند و آن‌ها را روی پشت نوازش می‌کند.

he pates his cat to calm it down during the storm.

او گربه‌اش را نوازش می‌کند تا در طول طوفان آرام شود.

she pates the dough to shape it for baking.

او خمیر را ورز می‌دهد تا آن را برای پخت آماده کند.

the coach pates the player's shoulder to encourage him.

مربی دوش بازیکن را نوازش می‌کند تا او را تشویق کند.

he pates the dust off his jacket before entering the house.

او قبل از ورود به خانه، گرد و غبار را از روی ژاکت خود پاک می‌کند.

she pates the fabric to remove any wrinkles.

او پارچه را صاف می‌کند تا هر گونه چروک را از بین ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید