pageants

[ایالات متحده]/ˈpædʒənts/
[بریتانیا]/ˈpædʒənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رژه‌ها یا نمایش‌های مفصل؛ رژه‌هایی با لباس‌های تاریخی؛ سرگرمی که صحنه‌های تاریخی را بازسازی می‌کند؛ رویدادها یا جشنواره‌های بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

beauty pageants

مسابقات زیبایی

pageants competition

مسابقه ی ملکه

local pageants

مسابقات محلی

national pageants

مسابقات ملی

pageants winner

برنده مسابقه

pageants judge

داور مسابقه

pageants event

رویداد مسابقه

pageants title

عنوان مسابقه

pageants industry

صنعت مسابقه

pageants contestants

نامزدان مسابقه

جملات نمونه

many young girls dream of participating in beauty pageants.

بسیاری از دختران جوان رویای شرکت در مسابقات زیبایی را دارند.

pageants often promote confidence and public speaking skills.

مسابقات اغلب اعتماد به نفس و مهارت های سخنوری را ترویج می کنند.

she won several pageants during her teenage years.

او در دوران نوجوانی خود در چندین مسابقه پیروز شد.

beauty pageants can be a platform for social issues.

مسابقات زیبایی می توانند بستری برای مسائل اجتماعی باشند.

judges in pageants look for poise and personality.

داوران مسابقات به دنبال وقار و شخصیت هستند.

she prepared extensively for the upcoming pageants.

او به طور گسترده برای مسابقات آینده آماده شد.

pageants are often criticized for promoting unrealistic beauty standards.

مسابقات اغلب به دلیل ترویج استانداردهای زیبایی غیر واقعی مورد انتقاد قرار می گیرند.

participating in pageants can lead to scholarship opportunities.

شرکت در مسابقات می تواند منجر به فرصت های تحصیلی شود.

she enjoys volunteering at local pageants as a judge.

او از داوری در مسابقات محلی به عنوان داور لذت می برد.

pageants often include talent segments to showcase skills.

مسابقات اغلب بخش های استعداد را برای نشان دادن مهارت ها شامل می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید