| جمع | paintsticks |
paintsticks
کرم رنگ
paintstick tool
ابزار کرم رنگ
paintstick set
کیت کرم رنگ
oil paintstick
کرم رنگ روغنی
acrylic paintstick
کرم رنگ آکریلیک
paintstick colors
رنگهای کرم رنگ
paintstick technique
فن کرم رنگ
paintsticking
چسباندن کرم رنگ
paintsticked
چسبیده شده با کرم رنگ
she used a paintstick to add vibrant color to the wooden fence.
او از یک مداد رنگی برای اضافه کردن رنگ زیبایی به سرپلچوب استفاده کرد.
the artist applied a blue paintstick to create the sky in her painting.
هنرمند یک مداد رنگی آبی را برای ایجاد آسمان در نقاشیاش استفاده کرد.
you can easily blend paintstick colors with a dry brush technique.
شما میتوانید رنگهای مداد رنگی را به راحتی با تکنیک فرش ریز کردن ترکیب کنید.
the paintstick dried quickly on the canvas.
مداد رنگی به سرعت روی کanvas خشک شد.
he scraped excess paintstick from the brush before starting.
او قبل از شروع اضافهی مداد رنگی را از فرش پاک کرد.
the children loved using paintstick to decorate their craft projects.
کودکان دوست داشتند از مداد رنگی برای تزیین پروژههای دست ساز خود استفاده کنند.
a single paintstick can cover a large area of the wall.
یک مداد رنگی میتواند یک ناحیهی بزرگ از دیوار را پوشش دهد.
the paintstick left a smooth, even finish on the surface.
مداد رنگی یک پایان صاف و یکنواخت روی سطح باقی گذاشت.
she tested several paintstick shades before choosing the right one.
او قبل از انتخاب رنگ مناسب، چند رنگ مداد رنگی را آزمایش کرد.
the paintstick smeared when she tried to fix the mistake.
وقتی او سعی کرد خطا را اصلاح کند، مداد رنگی لک زد.
you should store paintstick in a cool, dry place.
شما باید مداد رنگی را در یک جای سرد و خشک نگهداری کنید.
the paintstick is perfect for detailed work on furniture.
مداد رنگی برای کارهای دقیق روی مبلمان کامل است.
paintsticks
کرم رنگ
paintstick tool
ابزار کرم رنگ
paintstick set
کیت کرم رنگ
oil paintstick
کرم رنگ روغنی
acrylic paintstick
کرم رنگ آکریلیک
paintstick colors
رنگهای کرم رنگ
paintstick technique
فن کرم رنگ
paintsticking
چسباندن کرم رنگ
paintsticked
چسبیده شده با کرم رنگ
she used a paintstick to add vibrant color to the wooden fence.
او از یک مداد رنگی برای اضافه کردن رنگ زیبایی به سرپلچوب استفاده کرد.
the artist applied a blue paintstick to create the sky in her painting.
هنرمند یک مداد رنگی آبی را برای ایجاد آسمان در نقاشیاش استفاده کرد.
you can easily blend paintstick colors with a dry brush technique.
شما میتوانید رنگهای مداد رنگی را به راحتی با تکنیک فرش ریز کردن ترکیب کنید.
the paintstick dried quickly on the canvas.
مداد رنگی به سرعت روی کanvas خشک شد.
he scraped excess paintstick from the brush before starting.
او قبل از شروع اضافهی مداد رنگی را از فرش پاک کرد.
the children loved using paintstick to decorate their craft projects.
کودکان دوست داشتند از مداد رنگی برای تزیین پروژههای دست ساز خود استفاده کنند.
a single paintstick can cover a large area of the wall.
یک مداد رنگی میتواند یک ناحیهی بزرگ از دیوار را پوشش دهد.
the paintstick left a smooth, even finish on the surface.
مداد رنگی یک پایان صاف و یکنواخت روی سطح باقی گذاشت.
she tested several paintstick shades before choosing the right one.
او قبل از انتخاب رنگ مناسب، چند رنگ مداد رنگی را آزمایش کرد.
the paintstick smeared when she tried to fix the mistake.
وقتی او سعی کرد خطا را اصلاح کند، مداد رنگی لک زد.
you should store paintstick in a cool, dry place.
شما باید مداد رنگی را در یک جای سرد و خشک نگهداری کنید.
the paintstick is perfect for detailed work on furniture.
مداد رنگی برای کارهای دقیق روی مبلمان کامل است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید