palaver

[ایالات متحده]/pəˈlɑːvə(r)/
[بریتانیا]/pəˈlɑːvər,pəˈlævər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشکل؛ صحبت‌های مشغول یا غیرضروری.
Word Forms
جمعpalavers
صفت یا فعل حال استمراریpalavering
قسمت سوم فعلpalavered
شکل سوم شخص مفردpalavers
زمان گذشتهpalavered

عبارات و ترکیب‌ها

endless palaver

گفت و گوی بی پایان

political palaver

گفت و گوهای سیاسی

avoid unnecessary palaver

از گفت و گوهای غیر ضروری اجتناب کنید

جملات نمونه

What a palaver there was about paying the bill!

چه بحث و جدلی درباره پرداخت قبض وجود داشت!

Although Bynum is a Laker, Oden is coming into the league with the Vesuvian hoopla and nonstop palaver that befits a No. 1 draft choice.

اگرچه بینام یک بازیکن لس‌آنجلس لیکرز است، اما اودن با هیاهوی وه‌سووی و صحبت‌های مداوم که متناسب با یک انتخاب پیش‌نویس شماره 1 است، وارد لیگ می‌شود.

For costly company serve is ours honoured. Zealousness welcome hugeness consumer presence supervise, palaver and speak for.

برای شرکت گران‌قیمت، خدمت ما مورد احترام است. اشتیاق، استقبال، عظمت، حضور مصرف‌کننده، نظارت، صحبت و صحبت کردن.

Stop all this palaver and let's get down to business.

همه این حرف و گوی را متوقف کنید و به کار بپردازیم.

I don't have time for your palaver, just give me a straight answer.

وقت ندارم با حرف‌های شما معامله کنم، فقط یک جواب مستقیم به من بدهید.

He's always full of palaver but never takes any action.

او همیشه پر از حرف و وعده است اما هیچ وقت اقدام نمی‌کند.

Ignore all the palaver and focus on the facts.

همه حرف و گوی را نادیده بگیرید و روی حقایق تمرکز کنید.

I can't stand all the palaver in meetings, just get to the point.

نمی‌توانم تحمل کنم که در جلسات همه این حرف و گوی وجود داشته باشد، فقط به اصل مطلب بروید.

After all the palaver, they finally reached a compromise.

بعد از همه حرف و گوی، آنها سرانجام به یک مصالحه رسیدند.

She's a master at palaver, always able to talk her way out of any situation.

او در حرف و گویی استاد است، همیشه می‌تواند از هر موقعیتی با صحبت کردن فرار کند.

Don't waste time with unnecessary palaver, just give me the details.

وقت خود را با حرف و گوی غیرضروری تلف نکنید، فقط جزئیات را به من بدهید.

The politician's speech was full of empty palaver, lacking any real substance.

سخنرانی سیاستمدار پر از حرف‌های پوچ و بی‌محتوا بود.

Despite all the palaver, they couldn't come to a decision.

با وجود همه حرف و گوی، آنها نتوانستند به یک تصمیم برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید