palimonies

[ایالات متحده]/pəˈlɪməˌniz/
[بریتانیا]/pəˈlɪməˌniz/

ترجمه

n. (پرداخت تعیین شده توسط دادگاه برای) حمایت از هم‌زیستی پس از جدایی

عبارات و ترکیب‌ها

palimonies agreement

توافقنامه پالیمونی

palimonies claim

ادعای پالیمونی

palimonies payment

پرداخت پالیمونی

palimonies dispute

اختلاف پالیمونی

palimonies rights

حقوق پالیمونی

palimonies support

حمایت پالیمونی

palimonies case

موارد پالیمونی

palimonies order

دستور پالیمونی

palimonies settlement

تطابق پالیمونی

palimonies law

قانون پالیمونی

جملات نمونه

palimonies can often lead to lengthy court battles.

تارک‌گذاری اموال اغلب می‌تواند منجر به دعاوی طولانی در دادگاه شود.

many people are unaware of their rights regarding palimonies.

بسیاری از افراد از حقوق خود در مورد تارک‌گذاری اموال آگاه نیستند.

the calculation of palimonies can be quite complex.

محاسبه تارک‌گذاری اموال می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

she sought legal advice about her palimonies.

او به دنبال مشاوره حقوقی در مورد تارک‌گذاری اموال خود بود.

palimonies are often a topic of discussion in divorce cases.

تارک‌گذاری اموال اغلب موضوع بحث در پرونده‌های طلاق است.

understanding palimonies is crucial for financial planning.

درک تارک‌گذاری اموال برای برنامه‌ریزی مالی بسیار مهم است.

negotiating palimonies can be emotionally challenging.

مذاکره در مورد تارک‌گذاری اموال می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

judges often consider various factors when determining palimonies.

قاضی‌ها اغلب عوامل مختلف را هنگام تعیین تارک‌گذاری اموال در نظر می‌گیرند.

she was awarded palimonies after the separation.

پس از جدایی، او به تارک‌گذاری اموال پاداش داده شد.

palimonies can provide financial support during a transition.

تارک‌گذاری اموال می‌تواند از نظر مالی در طول یک دوره گذار پشتیبانی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید